كارى كه محرم به جهالت يا سهو انجام دهد بر او چيزى نيست مگر در مورد شكار ؛ در اين كار بر او كفّاره است ، خواه از سر نادانى باشد و خواه با آگاهى ، خواه سهو باشد و خواه عمد .
هركارى هم كه برده انجام دهد كفارهء آن بر صاحب او است ، همانگونه كه اگر خود انجام داده باشد . كارى هم كه يك كودك نابالغ انجام دهد چيزى بر او نيست . اگر شخص كارى را مكرر انجام دهد ، خدا خود از او انتقام خواهد ستاند و بر او كفارهاى نيست ، بلكه انتقام او در آخرت است . اگر كسى در حال احرام ديگرى را به شكار دلالت كند بر او كفّاره است . آنكه بر اين كار اصرار داشته باشد افزون بر فديه بر او كيفرى اخروى نيز هست . كسى هم كه از اين كرده پشيمان شود ، پس از فديه دادن ، در آخرت بر او چيزى نيست . اگر شخص شب هنگام و زمانىكه حيوان در لانهء خويش است به خطا آن را شكار كند بر او چيزى نيست مگر آنكه كارش از سر عمد باشد . اگر در چنين صورتى ، خواه در شب يا در روز ، شكار كند چنانچه در احرام حج باشد ، بايد فديهاى در منى آنجا كه مردم نحر كنند بدهد ، و اگر در احرام عمره باشد ، بايد در مكه نحر كند .
پس مأمون فرمود تا اين سخنان نوشته شود . آنگاه خاندان خويش را خواست و آن نوشته را برايشان خواند و از آنان پرسيد : آيا در ميان شما كسى هست كه اينگونه پاسخ دهد ؟ گفتند : به خداوند سوگند نه ، و حتى قاضى . آنگاه افزودند : اى امير مؤمنان ، تو راست گفتى . تو خود بيش از ما او را شناختهاى .
مأمون آنگاه گفت : چه غافليد ! اين خاندان از اين مردم جدايند . آيا ندانستهايد كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله با حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام كه دو كودك نابالغ بودند بيعت كرد ، در حالى كه بيعت هيچ كودكى را جز آنها نپذيرفت . آيا ندانستهايد على عليه السّلام در حالى كه ده سال سن داشت « 1 » به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ايمان آورد و پيامبر هم ايمان او را پذيرفت ، در حالى كه نه از هيچ كودك ديگر ايمان پذيرفت و نه هيچ كودك ديگرى را به ايمان آوردن فراخواند . آيا ندانستهايد كه اين خاندان نسلى پيوستهاند و آنچه براى نخستين ايشان هست براى آخرينشان نيز هست ؟
راوى گويد : سپس مأمون فرمان داد تا بر سر ابو جعفر سه سينى گروههء فراهم آمده از زعفران و مشك آميخته به گلاب كه در درون هريك از آنها رقعههايى بود نثار بريزند : در گروهههاى يك سينى رقعههايى از اراضى و مستغلات بود ، در دومى رقعههايى بر واگذارى
هامش
( 1 ) . در برخى از روايتها نه و در برخى ديگر دوازده سال آمده است - ح .