داشتند .
43 - از زن [ ديگرى ] كه بودونچر گرفته بود ، [ پسرى ] بهدنيا آمد ، كه او را باريمشى اوراتو قبيچى « 1 » نام نهادند . بودونچر [ دخترى را به صيغه ] گرفت كه مانند نديمهء مادر قبيچى بهادر « 2 » بود ، و او پسرى بهدنيا آورد كه جااوراداى « 3 » ناميده شد . اصولا جااوراداى ، اجازه داشت در قربانگاه حضور يابد .
44 - هنگامىكه بودونچر از بين رفت ، [ قبيچى بهادر ] گفت : « پيوسته مردى [ بهنام ] آدانگقا اوريانگقداى « 4 » در خانه بود . شايد [ اينجا اوراداى ] از او باشد » و جااوراداى را از قربانگاه بيرون كرد . [ او ] جااورائيت « 5 » نام گرفت ، و همو جدّ جااوراتهاست « 6 » .
45 - پسر قبيچى بهادر ، مانان تودون « 7 » بود . پسران مانان تودون عبارت بودند از :
قاچى كولوك « 8 » ، قاچين « 9 » ، قاچى او « 10 » ، قاچوله « 11 » ، قارالداى « 12 » ، قاچى اون « 13 » ، و ناچين بهادر « 14 » كه روىهم هفت تناند .
46 - پسر قاچى كولوك ، قايدو « 15 » بود كه از نومولون آكا « 16 » بهدنيا آمده بود . پسر قاچى اون ، نوياگيداى « 17 » ناميده شد . چون وى ذاتا علاقه داشت حركات و رفتارى شبيه رفتار اشراف داشته باشد ، احفادش ايل نوياكين « 18 » نام گرفتند . پسر قاچى اون ، برولاتاى « 19 »
هامش
( 1 ) -Barim - Si'uratu - Qabici( 2 ) -Qabici - ba'atur( 3 ) -Jawuradai( 4 ) -Adangqa - Urianqadai( 5 ) -Jawurayit( 6 ) -Jaurat( 7 ) -Manan - Tudun( 8 ) -Qaci - KuluK( 9 ) -Qacin( 10 ) -Qaci'u( 11 ) -Qacula( 12 ) -Qaraldai( 13 ) -Qaci'un( 14 ) -Nacin - ba'atur( 15 ) -Qaidu( 16 ) -Namulun، آكا عنوانى است كه به زنها داده مىشد و در مقابل آقا ، به معنى خانم و بانوست ( م ) .
( 17 ) -Noyagidai( 18 ) -Noyakin( 19 ) -Barulatai