دائير « 1 » و بورو « 2 » بود . توروقولجين دو پسر داشت [ به نامهاى ] دووا سغر « 3 » و دوبون مارگان « 4 » .
4 - دووا سغر ، فقط يك چشم در ميان پيشانى داشت . [ با اين چشم ] مىتوانست از دور ، تا سه منزل را ببيند .
5 - روزى دووا سغر با برادر كوچكش دوبون مارگان [ به كوه ] بورقان قلدون رفت .
دووا سغر ، كه از قلهء بورقان قلدون به اطراف مىنگريست ، از دور يك دسته افرادى را در حال كوچ كردن ديد ، كه در طول تنگگاليك « 5 » به اين سرزمين وارد شده بودند .
6 - او گفت : « در بين اين افرادى كه در حال كوچاند ، دختر زيبايى در جلو ارابهء « سياهى » [ نشسته ] است . اگر هنوز متعلق به مردى نشده باشد ، ما او را براى تو ، دوبون مارگان ، برادر كوچكم ، خواستگارى خواهيم كرد » . اين را گفت و برادر كوچكش دوبون مارگان را فرستاد تا [ برود ] و ببيند .
7 - هنگامىكه دوبون مارگان به اين افراد رسيد ، دخترى واقعا زيبا و نجيبزاده يافت ، بهنام آلان قوا « 6 » كه هنوز متعلق به مردى نشده بود .
8 - چگونگى اين دسته افراد چنين است : سابقا ، دختر برقوداى مارگان « 7 » ، رئيس كول برقوجين توگونها « 8 » ، برقوجين قوآ « 9 » ناميده مىشد . [ اين دختر ] به قوريلارتاى مارگان « 10 » از بزرگان قورى تومات « 11 » ، داده شده بود . در سرزمين قورىتوماتها در آريق اوسون « 12 » ، از قوريلارتاى مارگان و برقوجين قوآ ، اين دختر كه آلان قوا ناميده مىشد ، بهوجود آمد .
9 - در سرزمين قورىتوماتها ، كه قاقم و سنجاب و حيوانات وحشى فراوان يافت مىشد ، چون [ شكار ] اين حيوانات را در اين منطقه قدغن كرده بودند ، قوريلارتاى
هامش
( 1 ) -Dayir( 2 ) -Boro( 3 ) -Duwa - Soqor( 4 ) -Dubun( 5 ) -Tonggalik( 6 ) -Alan - qo'a( 7 ) -Barqudai - margan( 8 ) -Kol - Barqujin - Togun( 9 ) -Barqujin - qo'a( 10 ) -Qorilartai( 11 ) -Qori - Tumat( 12 ) -Ariq - usun