گفتار ايشان است كه :
اين دين محكم و استوار است پس با نرمى در آن وارد شويد ، و طاعت خداوند بر بندگان خدا تحميل نكنيد .
و نيز براى آن است كه از اين طريق نفس را فريفته و مجذوب طاعت خداوند گرداند . اما عمل امير المؤمنين عليه السّلام وجهش روشن است ، زيرا از باب مخالفت با نفس است كه كليد همهء بركتها است . هر دو شيوهء رفتار در مقام ارشاد و هدايت مردم است و گرنه ، خرد خردمندان و انديشهء انديشمندان از درك درجات امامان ناتوان است ، و ايشان به مقامات خويش آگاهترند .
[ تأمل در نيّت و تلاش در خالص كردن آن ]
همچنين بايد در كار خويش دقت و انديشه كنى تا آن را بتوانى بر وجه مطلوب انجام دهى ، و معلوم شود كه برخاسته از نيتى پاك و خالص مىباشد . اين امر غالبا نياز به فرصت دارد ؛ ولى در عين حال بايد توجه داشت هر كار [ خيرى ] كه به تأخير افتد شيطان را در آن نظر باشد و در تأخير ، آفات [ فراوانى ] است و خوف از كف دادن آن كار خير مىرود .
پس اگر با دو امر معارض مواجه گشتى ، چون در تأخير خوف آن است كه آن كار را از كف دهى ، و در شتاب و عجله خوف آن است كه شيطان با فريب خويش ، كارى را كه در واقع انگيزه نفسانى و شيطانى دارد ، به صورت طاعت نشان دهد ، راه نجات از اين