امر از ديد آنان گرفتارى بزرگى است .
انسان چون بر حوادث مسلط نيست ، [ حتى الامكان ] وعده نمىدهد ؛ و هنگامى كه وعده داد به آن ملتزم مىگردد و از آن تخلف نمىنمايد . هركس به وعدهء خويش عمل نكند از روش اهل بيت عليهم السّلام جدا گشته ، و از شعار آنان بيرون رفته و داخل در شعار ديگران شده است ، العياذ بالله .
وصيت رسول گرامى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به على عليه السّلام در مورد پرداخت وامها و انجام وعدههاى آن حضرت ، [ شاهدى است بر آنچه بيان شد ] و قبول آن را بر تو هموار مىسازد . زيرا اگر در نظر آن حضرت ، عمل به وعده همچون اداى دين نبود ، و آن حضرت در برابر آن مانند كسى كه دينى بر ذمه دارد ، احساس وظيفه نمىكرد ، فرا رسيدن مرگ و عجز از عمل به وعده ، بزرگترين عذر براى عمل نكردن به آن بود ، و ديگر نياز نبود كه پيامبر وصى خود را در حدّ الزام به ديون ، موظف كند كه به وعدههاى آن حضرت جامهء عمل بپوشاند . و شاعر چه نيكو سروده است :
انّ الفتى من بدا منه الجميل بلا * وعد ، و من انجز الميعاد نصف فتى
و من تخلّى عن الامرين فامرأة * و نصف امرأة من خلفه ثبتا