ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 309
المرحلة الخامسة في الماهيّة و أحكامها و فيها سبعة فصول الفصل الأوّل [ ليست الماهيّة من حيث هي إلّا هي ] الماهيّة - و هي ما يقال في جواب ما هو - لمّا كانت من حيث هي - و بالنظر إلى ذاتها في حدّ ذاتها لا تأبى أن تتّصف بأنّها موجودة أو معدومة ، كانت في حدّ ذاتها لا فصل اول [ ماهيت در مرتبه ذاتش نه « موجود » است و نه « غير موجود » ] ماهيت - كه عبارت است از « چيستى » اشيا - در مرتبهء ذاتش و با نظر به ذاتش و فى حدّ نفسها هم مىتواند متصف به موجوديت شود و هم مىتواند متصف به معدوميت گردد ؛ و اين نشان مىدهد كه ماهيت در مرتبهء ذاتش نه « موجود » است و نه « غير موجود » ؛ بدين معنا كه « موجود » و « غير موجود » هيچكدام در مرتبه و حدّ ذات ماهيت اخذ نشدهاند ؛ نه عين ماهيتاند و نه جزء آن ؛ اگرچه ماهيت درواقع و نفس الامر يا موجود است و يا معدوم ، و از اين دو حال خالى نيست ؛ اما اين اتصاف از قبيل اتصاف شىء به يك صفت خارج از ذات خود مىباشد . [ حاصل آنكه وقتى گفته مىشود مثلا « انسان ، از آن جهت كه انسان است و به لحاظ ذاتش ، نه موجود است و نه معدوم » مقصود آن است كه هريك از وجود و عدم ، نه تمام ماهيت انساناند ، و نه جنس و يا فصل آن ؛ بلكه هر دو خارج از ذات انسان هستند ، و انسان مىتواند به هركدام از آنها متصف شود . ]