در شناخت عظمت على عليه السلام ژرف انديش و كم نظير ، و در خطابه چيره دست و گزيده گوى بود - به پا خاست و بدين سانْ گويا و زيبا ، باور ارجمندش را درباره على عليه السلام بازگفت : اى امير مؤمنان ! به خدا سوگند ، تو خلافت را زينت دادى و خلافت ، سبب زينت تو نشد . و تو خلافت را بالا بردى و آن ، مقام تو را بالا نبرد . و نياز خلافت به تو ، بيشتر از نياز تو به آن است !
و چون فتنهافروزان ، آتش جنگ با على عليه السلام را برافروختند ، او همگام على عليه السلام بود و در جنگ جمل ، پس از آن كه دو برادرش زيد و سيحان - كه پرچمدار سپاه بودند - به شهادت رسيدند ، پرچم آنان را برافراشت و نبرد را پى گرفت .
صعصعه در جنگ صِفّين نيز فرستادهء امام عليه السلام به سوى معاويه و از فرماندهان لشكر بود و وقايع صِفّين را گزارش كرده است .
او در جنگ نهروان در كنار على عليه السلام ايستاد و بر استوارى و حقّانيت موضع او در برابر خوارج ، احتجاج كرد . امام عليه السلام او را گواه بر وصيّت خود قرار داد و بدين سان ، افتخارى بزرگ را براى صعصعه رقم زد .
صعصعه بارها در مقابل معاويه و تهىمغزان بنى اميّه ، والايىهاى على عليه السلام را بيان كرد و حماسهء شكوه و عظمت على عليه السلام را در برابر چشمان بىشرم آنان سرود و زشتىها و ناشايستگىهاى معاويه را بىباكانه افشا كرد .
معاويه بارها تلاش كرد تا مگر صعصعه به گونهاى بر على عليه السلام طعن زند ؛ امّا طَرْفى برنبست و چيزى جز رسوايى از خطابههاى آميخته با بلاغت او بهرهاش نشد .
پس از شهادت على عليه السلام و صلح امام حسن عليه السلام ، معاويه از سر اكراه به صعصعه امان داد . او از اين فرصت نيز عليه معاويه سود جست . معاويه هماره از بيان گويا و تعبيرهاى زيباى او در وصف والايىهاى على عليه السلام در رنج بود و اين رنج را پنهان نمىداشت .
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 843
مساهمون: محمد الريشهري
ص٨٤٣