بهرهگيرى از نيروها و با توجّه به خالى بودن دست خود ، چارهاى جز استفاده از اين گونه كسان نداشت ؛ امّا اين همه را يكسر ، با نظارت و هشدار در مىآميخت و زير ذرّهبين مىنهاد .
4 . برخى افراد ، ضمن آن كه با على عليه السلام كار مىكردند ، امّا بعضى از مواضع آن بزرگوار را قبول نداشتند . زياد ، در هيچ يك از نبردهاى امام عليه السلام شركت نكرد .
ابومسعود انصارى نيز تمايلى به شركت در جنگ نداشت و در هنگامهء جنگ صِفّين ، حاكم كوفه شد و در آن ديار ماند . همچنين يزيد بن قيس كه به حكومت اصفهان منصوب شد ، به خوارج تمايل داشت و امام عليه السلام با واگذار كردن اين مسئوليت به او ، وى را از چنگ آنان رهانْد .
اينها از يك سو نشان دهندهء سَماحتِ « 1 » رفتارىِ على عليه السلام در منصب ولايت و حكمرانى است و از سوى ديگر ، نشان دهندهء آنچه در سخن پيشين آورديم : على عليه السلام بود و واقعيتهاى جامعه و گريزناپذيرىِ آن واقعيتها !
هامش
( 1 ) . سَماحت ، به معناى : بزرگ مَنِشى وسعهء صدر و گذشت با وجود قدرت است . ( م )