لَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَكُم عَلى قَدَحٍ ، لأخَذَ عِلاقَتَهُ ! « 1 »
اگر كاسهاى به يكى از شما بسپارم ، دستهاش را مىدزدد !
زياد بن ابيه ، از اين گونه كسان است . او به سبب تصرّفهاى ناروا در بيتالمال ، اعتراض امام على عليه السلام را عليه خود برانگيخت و پس از شهادت امام عليه السلام به معاويه پيوست و از ارتكاب جنايت ، روى برنتافت .
مُنذِر بن جارود نيز بدان جهت كه در بيت المال ، حيف و ميلْ روا داشته بود ، مورد عتاب امام عليه السلام قرار گرفت .
نُعمان بن عَجْلان ، پس از بذل و بخشش بيت المال به افراد قبيلهاش و تصرّفات ناروا به نفع خود ، عتاب على عليه السلام را برانگيخت . آنگاه فرار كرد و به معاويه پيوست .
يزيد بن حجيَّه و مَصْقَلة بن هُبَيره و قَعْقاع بن شور نيز چنين كردند .
روش سياسى و محدوديتهاى امام على عليه السلام در انتخاب كارگزاران
تأمّل در چگونگى زندگانى كارگزاران على عليه السلام و تحليل مواضع آنان و نگريستن به فرجام حيات سياسى آنان ، نكتهآموز است و مَنِش سياسى و نيز محدوديتهاى امام على عليه السلام را در انتخاب كارگزاران ، نشان مىدهد .
در اين مجال ، لازم است نكاتى را در اين باره طرح كنيم :
1 . چهرههاى كارآمد و مطمئن در كنار على عليه السلام اندك بودند . از اين رو ، آنگونه كسان - كه پيش از اين ، ياد كرديم - ، در موارد مختلف به كار گرفته مىشدند . پس از هنگامهء صِفّين كه تنى چند از اين كارگزاران نمونهء على عليه السلام به شهادت رسيدند ، به واقع ، على عليه السلام تنها شد و اطراف وى از بزرگْمردان ، خالى گشت . امام عليه السلام تصميم داشت پس از قيس بن سعد ، هاشم بن عُتْبه را به حكومت مصر بگمارد ؛ امّا به رزمآورى چون وى در صفّين ، نياز بود . از اين رو ، محمّد بن ابى بكر را - كه جوان و كم تجربه بود - فرستاد و چون هاشم در جنگ صفّين به شهادت رسيد ، چارهاى
هامش
( 1 ) . البداية والنهاية : ج 7 ص 326 .