تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥

فصل هشتم : على ( ع ) از زبان دشمنانش

الف - معاوية بن ابى سفيان

690 . سير أعلام النبلاء - به نقل از عبيد - : ابو مسلم خولانى با گروهى نزد معاويه آمدند و گفتند : تو با على مىجنگى . آيا تو چون اويى ؟ گفت : سوگند به خدا ، نه ! من مىدانم كه او برتر از من است و به حكومت ، سزاوارتر از من است . « 1 » 691 . تاريخ دمشق - به نقل از جابر - : نزد معاويه بوديم كه از على ياد شد ، معاويه از او و پدر و مادرش به نيكى ياد كرد . آن‌گاه گفت : چه‌طور دربارهء آنان ، چنين نگويم در حالى كه آنان ، بهترين بندگان خدا بودند و پسران او نزد اويند كه بهترين و فرزندِ بهترين‌اند . « 2 » 692 . مقتل أمير المؤمنين - به نقل از مغيره - : وقتى خبر مرگ على بن ابى طالب به معاويه رسيد ، وى با زنش ، دختر قرظه ، در يك روز تابستانى در خواب نيم‌روزى بود . گفت : « ما همه از خداييم و به سوى او باز مىگرديم » . مردم ، چه دانش و خير و فضل و فقهى را از دست دادند ! زنش گفت : ديروز با او مىجنگيدى و امروز برايش آيهء رجعت مىخوانى ؟ ! معاويه گفت : واى بر تو ! تو نمىدانى مردم چه مقدار از دانش ، فضل و سابقه را - كه
هامش
( 1 ) . سير أعلام النبلاء : ج 3 ص 140 ش 25 . ( 2 ) . تاريخ دمشق : ج 42 ص 415 .
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 665 | محمد الريشهري / مهدى غلامعلى