گذاشت كه نزد غير او نگذاشت . « 1 »
672 . مسند ابن حنبل - به نقل از [ عبد اللَّه ] بن عمر - : سه ويژگى به على بن ابى طالب داده شده كه اگر يكى از آنها به من داده مىشد ، براى من از شتران سرخ موى ، دوستْ داشتنىتر بود : پيامبر خدا دخترش را به او داد و آن دختر ، برايش فرزند آورد ؛ در مسجد ، همهء درها بجز درِ [ خانهء ] او را بست ؛ و در روز خيبر ، پرچم را به او سپرد . « 2 »
673 . تاريخ دمشق - به نقل از عبد اللَّه بن مسعود - : قرآن بر هفت حرف نازل شده است كه هر حرفى ، ظاهرى و باطنى دارد و نزد على بن ابى طالب ، دانش ظاهر و باطن آن بود . « 3 »
674 . الفتوح - از سخنان عمّار بن ياسر در جنگ صفّين ، خطاب به عمرو بن عاص - : اى ابتر ! آيا نمىدانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « هر كس كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . بار الها ! آن كه او را دوست مىدارد ، دوست بدار و آن كه او را دشمن مىدارد ، دشمن بدار .
آن كه او را يارى مىرسانَد ، يارى رسان ، و آن كه او را بىيار مىگذارَد ، بى ياور گذار » ؟ « 4 »
675 . تاريخ دمشق - به نقل از عمر بن خطّاب - : خداوندا ! هيچ گرفتارى و سختىاى نازل مكن ، جز آن كه ابو الحسن ، كنار من باشد . « 5 »
676 . الاستيعاب : دربارهء زن ديوانهاى كه [ عمر ] دستور به رَجم وى داده بود و دربارهء زنى كه شش ماهه زاييده بود و عمر مىخواست او را رجم كند و على عليه السلام به وى فرمود كه
هامش
( 1 ) . تاريخ دمشق : ج 42 ص 391 .
( 2 ) . مسند ابن حنبل : ج 2 ص 256 ح 4797 .
( 3 ) . تاريخ دمشق : ج 42 ص 400 .
( 4 ) . الفتوح عن عمّار بن ياسر - مِن كَلامِهِ في حَربِ صِفّينَ لِعَمرِو بنِ العاصِ - : أيُّهَا الأَبتَرُ ! أ لَستَ تَعلَمُ أنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله قالَ : مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِيٌّ مَولاهُ ، اللَّهُمَّ والِ مَن والاهُ ، وعادِ مَن عاداهُ ، وَانصُر مَن نَصَرَهُ ، وَاخذُل مَن خَذَلَهُ ؟ ( الفتوح : ج 3 ص 77 ) .
( 5 ) . تاريخ دمشق : ج 53 ص 35 .