تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧

3 . دفاع مظلومانه از حق

گفتيم كه تغييرات سياسى ، تحوّلات اجتماعى و فرهنگى بسيارى را در پى آورد و بر امام عليه السلام در سايه اين تحوّلات ، بيشترين ستم روا داشته شد و ايشان براى مصلحت اسلام ، مظلومانه شكيبايى كرد و در جايى از اين صبورى سخن گفته است و با اين حال ، تلاش كرد از اين مظلوميّتْ سخن بگويد و به قدر توان خويش از تحريف تاريخ ، پيشگيرى كند . هنگامى كه تهديدها به اوج رسيد ، گروهى از ترس ، ساكت شدند و گروهى ديگر ، عشق به دنيا - كه بسيار وسوسه‌انگيز هم گشته بود - بر زبانشان مُهر نهاد . در اين شرايط ، چه كسى از على عليه السلام سخن مىگفت ؟ و چه كسى از حقّ خلافت و خلافت حق ، پرده بر مىداشت ؟ بدتر از همه آن كه حزب آزادشدگان ، بر سرنوشت امّتْ سوار شده بود و هر چه مىخواست ، عليه على عليه السلام مىگفت و به باطل ، فضايلى موهوم براى پاره‌اى از صحابيان مىساخت تا از شكوه فضايل على عليه السلام ، هر چند اندك ، بكاهد . آيا در اين شرايط ، راهى براى امام عليه السلام جز معرّفى خويش به مردم و بيان فضايل و مناقب خود بود ؟ آن حضرت در سخنان خود در موضع دفاع از مظلوم قرار گرفته بود و او خود ، همواره به ضرورت دفاع از مظلوم و مخالفت با ظالم ، فرا مىخواند .

4 . دفاع از حقّ مردم

هنگامى كه فضايى ناسالم بر جامعه سايه افكنَد و تبليغات مسموم و مخالف ، به ناحق ، گروهى از مردم را كنار گذارند و بر گروهى ديگر ستم روا دارند و ناشايستگان بر زمام حكومتْ چنگ زنند و قدرت ادارهء جامعه را به دست گيرند و شايستگان را كنار گذاشته ، از صحنهء زندگى دور كنند ، گناه آن بر گردن جامعه است ؛ چون راه ستم را بازگذاشته و با پيروى از آنان و تكيه كردن به آنان ، حقّ خود را ضايع كرده است . مبارزه با اين فضاى آلوده و بازگرداندن حق به جاى خود ، دفاع از حقّ مردم است و چه كسى در اين ترديد دارد كه على عليه السلام شايسته‌ترين و با كفايت‌ترين بود ؟ آيا عمر