بود ، سخن مىگفت او با سخنان رسا ، سپاسگرى بود كه ارزش و قيمت نعمت و نعمتدهنده را پاس مىداشت و از جملهء كلمات آن حضرت عليه السلام در اين باره اين سخن است كه مىفرمايد :
من هماورد قهرمانان و بر زمين زنندهء دليران هستم . من آنم كه چشم شرك را درآوردم و عرش آن را لرزاندم . با جهادم بر خداى متعال منّت نمىنهم و به عبادتم نمىنازم ؛ بلكه از نعمتهاى پروردگارم سخن مىگويم « 1 » . « 2 »
2 . بيان حقايق تاريخى
هر حادثهاى در دل تاريخ به وجود مىآيد و با گذر زمان به نسلهاى بعدى منتقل مىشود ؛ امّا چگونه اين انتقالْ صورت مىگيرد ؟ چه كسانى داراى نقش مؤثّر در پيدايش حوادثاند ؟ و حادثهها چگونه به وجود مىآيند ؟ و . . . .
اسلام در شبه جزيرهء عربستان به عنوان پديدهاى شگفتْ ظهور كرد و عكس العملهاى بسيارى در پى آورد و راه خود را از بين سختىها و پستى و بلندىهاى بىشمار گشود و گام در پيش نهاد و على عليه السلام در اين حركت ، نقش برجستهاى داشت .
آيا آنچه براى نسلهاى گذشته در آن روزها گفته مىشد ، درست بود ؟ ! هنگامى كه پس از درگذشت پيامبر صلى الله عليه و آله در زمامدارى جهان اسلامْ تغيير به وجود آمد ، اين تغيير ، تحوّلات بسيارى در پى داشت ، موقعيّت بسيارى از شخصيّتهاى بزرگ را پايين آورد و موقعيت بسيارى ديگر را بالا برد . براى بسيارى از آنان فضايلى به دروغْ ساخته شد و بر بسيارى نيز ستم رفت . . . و امام عليه السلام تنها كسى بود كه در روزگارى كه دهنها بسته ، زبانها بُريده ، و قلمها شكسته بود ، بيرق حق را برافراشت و حقايق تاريخ را - آن گونه كه بود - بيان داشت . چه كسى جز على عليه السلام در اين كار ، نقش نخست و تأثير جدّى داشت ؟ !
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء 11 سورهء ضحى .
( 2 ) . شرح نهج البلاغة : ج 20 ص 296 .