تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦

فصل چهارم : ترور امام ( ع )

الف - شب نوزدهم

535 . الإرشاد : نقل شده كه على عليه السلام آن شب بيدار بود . زياد بيرون مىآمد و به آسمان نگاه مىكرد و مىگفت : « به خدا نه دروغ گفته‌ام و نه به من دروغ گفته‌اند . اين همان شبى است كه به آن وعده‌ام داده‌اند » . سپس به رخت‌خواب برمىگشت . چون سپيده زد ، كمربندش را بست و بيرون شد ، در حالى كه مىگفت : « كمربندت را براى مرگ محكم ببند كه مرگْ تو را ديدار خواهد كرد . و از مرگ نترس و بىتابى مكن آن گاه كه بر تو وارد شود » . چون به حياط خانه بيرون شد ، مرغابيانْ جلوى او آمدند و به روى او بانگ برآوردند . آنها را دور مىكردند . حضرت فرمود : « مرانيدشان كه نوحه‌گرند ! » . سپس بيرون رفت و ضربت خورد . « 1 »

ب - سپيده‌دم نوزدهم

536 . تاريخ الطبرى - به نقل از محمّد بن حنفيّه - : به خدا سوگند ، من نيز در آن شبى كه على عليه السلام
هامش
( 1 ) . الإرشاد : ج 1 ص 16 .