آنچه در تاريخ دربارهء عاملان ترور امام عليه السلام آمده ، ساختگى است و براى تبرئه كردن معاويه از قتل آن حضرت ، جعل شده است ؟
برخى از تاريخنويسان معاصر ، طرفدار فرضيهء اخير هستند و اصولًا دخالت خوارج را در قتل امام عليه السلام انكار مىكنند . دكتر سيّد جعفر شهيدى ، ضمن اشاره به اين نظريه مىنويسد :
من نمىخواهم همانند تاريخنويس معاصر اباضى ، شيخ سليمان يوسف بن داوود بگويم خوارج ، ياران على عليه السلام بودند و در كشتن او شركت نداشتند و قبيلهء بنى مراد - كه ابن ملجم از آنان بود - در شمار خوارج نيست و داستان پسر ملجم و آن دو تن ديگر ، برساختهء قصهپردازان معاويه است تا حقيقت را بر مردم نهان سازند . بر چند جاى كتاب او ، هم در حضور وى در الجزيره خُرده گرفتم و هم در نامه به وى نوشتم ؛ امّا اگر كسى بگويد توطئهء شهادت على عليه السلام چنانكه بر زبانها افتاده است نيست ، گفتهاش را چندان دور از حقيقت نمىدانم . « 1 »
و نيز پس از نقد برخى از متونى كه در شرح نقش قُطام در توطئهء ترور آن حضرت است ، مىنويسد :
مجموع اين تناقضها ساختگى بودن اصل داستان را تأييد مىكند . گويا داستان قطام را ساخته و به كار آن سه تن پيوند دادهاند تا بيشتر در ذهنها جاى گيرد . « 2 »
به نظر مىرسد براى آن كه پژوهشگر در ريشهيابى جريان توطئهء ترور امام عليه السلام و شناسايى عوامل آن به حقيقتْ نزديك شود ، بايد نقش هر يك از خوارج ، معاويه و قطام را در قتل امام عليه السلام بهطور جداگانه مورد بررسى قرار دهد :
هامش
( 1 ) . على از زبان على : ص 160 .
( 2 ) . على از زبان على : ص 162 .