تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
آمدند كه چادرى در مسجد بزرگ كوفه زده و معتكف بود . به قطام گفت : به اين توافق رسيده‌ايم كه اين مرد را بكشيم . گفت : هرگاه خواستيد اقدام كنيد ، مرا در همين‌جا ديدار كنيد . آن دو از نزد او بيرون آمدند و چند روزى را گذراندند و به همراه شخص ديگرى شب چهارشنبه نوزدهم ماه رمضان سال‌چهلم هجرىنزد او رفتند . وى حريرى طلبيد و به سينه‌هاى آنان پيچيد ، شمشيرهايشان را حمايل كردند و رفتند و در مقابل درى كه على عليه السلام از آن جا براى نماز وارد مىشد ، نشستند . پيش از آن ، تصميم خود را براى كشتن امير مؤمنان با اشعث بن قيس هم در ميان گذاشته بودند ، او هم با ايشان همدست شده بود . اشعث آن شب براى يارى آنان در تصميمشان حاضر شده بود . « 1 »
هامش
( 1 ) . الإرشاد : ج 1 ص 17 .
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 581 | محمد الريشهري / مهدى غلامعلى