بدانند كه در آنچه در اوج جنگ به دست مىآورند ، حقّ تصرّف ندارند . بنا بر اين ، پذيرفتن جنگ بدون غنايم ، براى مردم ، بسى دشوار بود .
فرسودگى و خستگى نيروهاى رزمى پس از دو سال نبرد بدون غنيمت و بدون بهرهء مادّى ، چون با شبههء نامشروع بودن جنگ با اهل قبله ضميمه شود و با ديگر عوامل بنيادين تنهايى امام عليه السلام - كه از آن ياد شد - گره بخورد ، روشن است كه فرجامى جز نافرمانى نخواهد داشت . چنين شد كه امام عليه السلام در پايان دوران حكومتش در بسيج نيروها با مشكل جدّى مواجه بود .
ج - از دست دادنِ ياران برجسته
مدير جامعه و پيشواى مردم ، در چيرگى بر مشكلات و گشودن گرههاى اجتماعى ، سياسى و . . . بيشتر از هر چيزى مرهون نيروهاى همگام و عناصر همراه در كادر رهبرى است . وجود هوشمندانِ از خود گذشته و خردمندان تلاشگرى كه از سرِ اخلاص ، با پيشوا همراهى كنند و در گردونههاى دشوار ، ايثار كنند ، در پيشبرد مديريت جامعه نقشى شگرف ايفا خواهند كرد . نقش اينگونه كسان در زدودن ابهامها ، رساندن پيامها ، تبيين موضعها و ايجاد تحرّك در نيروها كه به گونهاى غير مستقيم ، آرمانهاى رهبرى را در جامعه عينيت مىبخشند ، بسى مهم است . در كشاكش نبرد صِفّين ، نقش خطابهها و حماسهسرايىهاى كسانى چون مالك اشتر ، هاشم مِرقال و . . . روشن است و گواهى بر آنچه گذشت .
سوگمندانه ، امام على عليه السلام در اواخر حكومت خود ، اين گونه كسان را ديگر همراه ندارد . برجستهترين ياران امام عليه السلام كه زبانهايى گويا داشتند و مفسّران موجّه راه او بودند ، ديگر نيستند .
د - اوج قدرت رهبرى در اوج تنهايى
اكنون و در پايان اين تحليل گذرا ، سزاوار است به نكتهاى بس مهم و ارجمند در سياست علوى و شيوهء پيشوايى امير مؤمنان بپردازيم . نديدهام كه كسى بدين نكته