على عليه السلام گفت : « نه ؛ سوگند به آن كه جانم به دست اوست ، همانا از ايشان ، كسانى در صُلبهاى مرداناند كه هنوز زنان ، آنها را آبستن نشدهاند ؛ و هر آينه ، واپسينِ آنان دزدان و جامهربايان خواهند بود » . « 1 »
ط - سياست امام عليه السلام دربارهء زخميان و غنيمتها
483 . تاريخ الطبرى - به نقل از عبد الملك بنابى حرّه - : على عليه السلام شمارى از ايشان را كه هنوز رمقى داشتند ، فرا خوانْد . چهارصد تن را يافتيم . على عليه السلام فرمان داد كه به طوايف خويش بازگردانده شوند و گفت : « آنان را با خود همراه بَريد و مداواشان كنيد . هر گاه بهبود يافتند ، به كوفه رسانيدشان ؛ و آنچه را در اردوگاهشان يافت مىشود ، بر گيريد » .
جنگافزار و چارپايان و متاعى را كه براى جنگ با وى همراه داشتند ، ميان مسلمانان تقسيم كرد و كالاها و بندگان و كنيزان را ، چون بازآمد ، به صاحبانشان بازگردانْد . « 2 »
ى - خطبهء امام عليه السلام ، هنگام فراغت يافتن از نبرد با خوارج
484 . كنز العمّال - به نقل از عبد الملك بن قريب - : از علاء بن زياد اعرابى شنيدم كه از پدرش نقل مىكرد : پس از آشوب و فراغت يافتن از [ نبرد ] نهروان ، امير مؤمنان على بن ابى طالب بر منبر كوفه فراز آمد و خداى را ستايش گفت . آنگاه ، گريه راه سخن را بر او بست و آن قدر گريست كه اشك ، ريشش را فرا گرفت و از آن جارى شد . سپس ريشش را پاك كرد و قطرههايى از اشكش بر شمارى از افراد فرو افتاد . و ما مىگفتيم :
همانا هر كس اين اشكها بر او چكيده باشد ، خداوند ، پيكرش را بر آتش حرام مىكند .
آنگاه گفت : « اى مردم ! همانند آن كس نباشيد كه بدون عمل ، آرزومندِ آخرت
هامش
( 1 ) . المصنّف لعبد الرزّاق : ج 10 ص 150 ح 18655 .
( 2 ) . تاريخ الطبرى : ج 5 ص 88 .