معاويه بود و عدم ذكر موضوع خاص در متن پيمان به همين جهت است . البته اين دامنه ، شامل تعيين خليفه نمىشد .
4 . علّت فريب خوردن سپاه امام عليه السلام
اكنون بايد ديد كه : چرا سپاهيان امام على عليه السلام فريب خوردند ؟ و چرا ندانستند يا نخواستند بدانند قرآن بر نيزه افراشتن شاميان ، نيرنگى است كه مىخواهند بدينوسيله آنان را از جنگ بازدارند ؟ و چرا سخنِ امام خود را نشنيدند و او را به پذيرفتن حَكَميّت مجبور گردانيدند ؟
در پاسخ اين سؤال بايد گفت : اسناد تاريخى نشان مىدهد كه اكثريت قاطع سپاه امام عليه السلام از جنگ خسته شده بودند . علاوه بر اين ، مىدانستند كه اگر پيروز هم شوند ، مانند جنگ بصره ، غنيمتى نصيبشان نخواهد شد و انگيزهاى براى ادامهء جنگ نداشتند .
قاريان كوفه كه نقش عمدهاى در سپاه امام عليه السلام داشتند ، از اين گروه ( اكثريت خسته ) بودند و بهدليل موقعيتى كه درميان مردم كوفه داشتند ، در اين فضا كارگردان صحنه شدند .
پيوند « تَعَمُّق ( تندروى دينى ) » با « جهل » و « حماقت » در اين عابدان جاهل ، موجب شد تا امامِ خود را وادار به پذيرش حكميت كنند .
5 . حكمت بهرهگيرى نكردن امام عليه السلام از فرصت پس از توبهء خوارج
پس از توقف جنگ ، چيزى نگذشت كه قاريان كوفه متوجّه شدند كه فريب خوردهاند و در ماجراى تحميل حكميّت بر امام عليه السلام خطا كردهاند . از اينرو ، نزد امام آمدند و گفتند : ما در تحميل داورى خطا كرديم و توبه مىكنيم . تو هم در پذيرفتن پيشنهاد ما خطا كردى و بايد توبه كنى .
نيز عهدنامهاى را كه بر پايهء نيرنگ و خطا شكل گرفته است ، فاقد ارزش ديدند و پيشنهاد نقض آن و بازگشت به جنگ را با اصرار تمام ارائه كردند ؛
امّا اين بار ، امام عليه السلام در برابر پيشنهادهاى آنان مقاومت كرد ، و اين مقاومت به جدا