ساخته و مردم را به احكامش فرا خوانده است . پس اى ابو الحسن ! صبر پيشه كن كه من تو را جز به مقصدى كه قرآن مىرساندت ، نمىرسانم . « 1 »
ه - مذاكرات داوران
448 . العقد الفريد - به نقل از ابو الحسن ، در بيان گردهمايى دو داور - : براى عمرو بن عاص و ابوموسى ، مكانى خلوت فراهم آمد تا در آن گرد آيند . پس عمرو بن عاص ، سه روز به ابوموسى مهلت داد و آنگاه ، انواع خوراكها را به وى عرضه كرد و با آنها اشتهايش را برمىانگيخت . چون ابو موسى سير بخورد ، عمرو با وى چنين نجوا كرد : اى ابو موسى ! تو بزرگِ اصحاب محمّد هستى و در ميان ايشان ، صاحب فضيلت و پيشينهاى . مىبينى كه امّت در چه فتنهء كورى قرار گرفته كه با آن ، اميد بقايش نيست .
آيا مىخواهى فرخندهفالِ اين امّت باشى و خداوند به دست تو ، خون ايشان را حفظ كند ؟ خداوند دربارهء حفظ يك تن مىفرمايد : « هر كه يك تن را زنده سازد ، گويى همهء مردم را زنده ساخته است » . پس چگونه است حالِ آن كس كه جانهاى همهء اين مردم را حفظ كند ؟
ابو موسى به وى گفت : چگونه چنين شود ؟
گفت : تو على بن ابى طالب را خلع مىكنى و من معاوية بن ابى سفيان را بر كنار مىسازم ؛ و سپس براى اين امّت ، مردى را بر مىگزينيم كه در اين آشوبْ حاضر نبوده ، در آن دست نداشته باشد .
ابو موسى به او گفت : و آن كس كيست ؟
عمرو بن عاص كه دريافته بود ابوموسى به عبد اللَّه بن عمر نظر دارد ، به وى گفت :
عبد اللَّه بن عمر !
ابو موسى گفت : همانا او چنين است كه ياد كردى . امّا من چگونه به تو اطمينان كنم ؟
هامش
( 1 ) . وقعة صفّين : ص 498 .