تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
امر كردى ؛ و ما ندانستيم كدام‌يك صواب است - : اين [ حيرتْ ] كيفر كسى است كه آنچه را بر آن پيمان بسته ، ترك كند . هَلا ! به خدا سوگند ، اگر آن‌گاه كه [ به ادامهء نبرد ] فرمانتان دادم ، شما را به كارى ناخوشايند وا مىداشتم كه خداوند ، خيرتان را در آن نهاده بود - تا اگر استقامت مىورزيديد ، شما را هدايت مىنمودم و اگر به راه كج مىرفتيد ، راستتان مىكردم و اگر سر بر مىتافتيد ، ناچارتان مىساختم - ، و اين شيوه ، استوارتر بود . امّا با چه كس و با اطمينان به كدام كس ؟ مىخواهم [ درد را ] با شما درمان كنم ، امّا شما ، خود دردِ منيد ؛ همانند كسى كه بخواهد با نوك خارى ، خارى را بيرون كند و مىداند كه خار به خار ميل دارد . بار خدايا ! پزشكانِ اين درد بىدرمان از علاج ملول شده‌اند و آنان كه مىخواهند از چاهى ژرف با طناب‌ها آب برگيرند ، درمانده گشته‌اند . كجايند مردمى كه به اسلام ، فرا خوانده شدند و آن را پذيرفتند ؛ قرآن را خواندند و استوار ساختند ؛ به جهاد ، برانگيخته شدند و با شوق به حركت درآمدند ، همچون شوق ماده شترى كه مشتاقانه به سوى فرزندانش مىرود ؛ و شمشيرها را از غلاف‌ها بر مىكشيدند و فوج فوج و صف به صف به اطراف زمين مىتاختند ؛ برخى جان مىدادند و برخى تن مىرهانيدند . نه از زنده ماندنِ زندگان شاد بودند و نه در مرگ مردگان ، نيازمند تسليت . ديدگانشان از گريه به سپيدى نشسته ، شكم‌هاشان از روزه دارى لاغر گشته ، لبشان از [ فراوانىِ ] دعا خشكيده ، رنگشان از شب زنده‌دارى زرد شده ، و بر چهره‌هاشان گَردِ خشوع نشسته بود . آنان ، برادران من بودند كه رفتند . پس سزاوار است كه تشنهء [ ديدار ] ايشان باشيم و از دورىشان دستِ [ حسرت ] به دندان بگزيم . همانا شيطان راه‌هايش را برايتان هموار مىكند و مىخواهد پياپى گره از رشتهء دينتان بگلسد و به جاى همدلى ، كارتان را به پراكندگى كشانَد و از پراكندگىتان آشوب و فتنه برانگيزد . پس ، از وسوسه‌ها و افسون‌هايش روى گردانيد و از كسى كه نصيحت را به شما هديه مىكند ، اندرز