ح - جانشين گذاردن ابن عبّاس در بصره
375 . الجمل - به نقل از واقِدى ، از رجال خودش - : چون اميرمؤمنان تصميم گرفت از بصره بيرون رود ، عبد اللَّه بن عبّاس را بر آن [ شهر ] گمارد و به او سفارش كرد . از جمله سفارشهايش اين بود كه فرمود :
« اى ابن عبّاس ! بر تو باد پرواى الهى و [ برقرارىِ ] عدالت در ميان كسانى كه بر آنان گمارده شدهاى و اين كه براى مردم ، چهره بگشايى و مجلست را عمومى سازى و مردم را با بردبارى خود ، پذيرا باشى . بپرهيز از خشم كه آن ، انگيزهاى شيطانى است ، و بپرهيز از هوا و هوس كه از راه خداوند ، بازت مىدارد !
بدان كه آنچه تو را به خداوندْ نزديك مىسازد ، همان ، دوركنندهء تو از آتش است ، و آنچه تو را از خداوندْ دور مىسازد ، همان ، نزديككنندهء تو به آتش است .
خدا را بسيار ياد كن و از غافلان مباش .
و ابومِخْنَفْ لوط بن يحيى گزارش كرده است كه : چون اميرمؤمنان ، عبد اللَّه بن عبّاس را به بصره گمارْد ، براى مردمْ سخنرانى كرد ، خداوند را سپاس و ثنا گفت و بر پيامبرش درود فرستاد . سپس فرمود :
« اى مردم ! عبد اللَّه بن عبّاس را بر شما گماردم . از او بشنويد و دستورهايش را - تا وقتى از خداوند و پيامبرش اطاعت مىكند - اطاعت كنيد و اگر بدعتى گذاشت يا از حق كناره گرفت ، به من خبر دهيد تا او را از حكومت بر شما عزل كنم . بهراستى كه اميدوارم او را پاكْدامن ، پارسا و خودنگهدار بيابم . من او را بدين كار نگماردم ، جز آن كه مىدانم اين خصلتها در وى وجود دارد . خداوند بر من و شما ببخشد ! » .
عبد اللَّه در بصره ماند ، تا زمانى كه اميرمؤمنان به سوى شام ، حركت كرد . در آن هنگام ، زياد بن ابيه را به جاى خود بر بصره گمارد و ابو الأسود دُئلى را نيز معاون او نهاد و خود به اميرمؤمنان پيوست و با او به سوى صِفّينْ حركت نمود . « 1 »
هامش
( 1 ) . الجمل : ص 420 .