ب - بازداشتن از برهم زدن سنّتهاى پسنديده
218 . امام على عليه السلام - در سفارشنامهاش به مالك اشتر - : و آيين پسنديدهاى را بر هم مزن كه بزرگان اين امّت ، بدان رفتار نمودهاند و بدان وسيله ، الفت و پيوستگى به هم آمده است و شهروندان ، بر آن پايه ، سازش كردهاند ؛ و آيينى را مَنِه كه به چيزى از سنّتهاى نيك گذشته ، زيان رسانَد ، تا پاداش ، از آنِ سنّتگذار باشد و گناهش بر تو مانَد كه آن را شكستهاى . . . و بر تو واجب است به خاطر داشته باشى كه آنچه بر پيشينيان گذشته ، از حكومتى عادلانه است ، يا سنّتى نيكو ، يا اثرى كه از پيامبر ما به جا مانده ، يا از واجبى كه در كتاب خداست . « 1 »
ج - ستيز با سنّتهاى ناپسند
219 . امام على عليه السلام : بدان كه برترينِ بندگان خداوند نزد او ، پيشواى عادل است كه راه يابد و راهنمايى كند تا سنّتهاى شناخته شده را بر پا دارد و بدعتهاى ناشناخته را بميراند .
به درستى كه سنّتها پرتوافشانى هستند كه نشانههايى دارند و بدعتها نيز پديدهاى آشكارند كه نشانههايى دارند . « 2 »
د - انتقاد نه ستايش
220 . امام على عليه السلام - در سفارشنامهاش به مالك اشتر ، پس از بازگويى ويژگىهاى محرمان شايسته - : اينان را خاصّ خلوتها و مجلسهايت كن . سپس آن كس را بر ديگران
هامش
( 1 ) . الإمام عليّ عليه السلام - في عَهدِهِ إلى مالِكٍ الأَشتَرِ - : لا تَنقُض سُنَّةً صالِحَةً عَمِلَ بِها صُدورُ هذِهِ الامَّةِ ، وَاجتَمَعَت بِهَا الالفَةُ ، وصَلَحَت عَلَيهَا الرَّعِيَّةُ ، ولا تُحدِثَنَّ سُنَّةً تَضُرُّ بِشَيءٍ مِن ماضي تِلكَ السُّنَنِ ؛ فَيَكونَ الأَجرُ لِمَن سَنَّها ، وَالوِزرُ عَلَيكَ بِما نَقَضتَ مِنها . . . وَالواجِبُ عَلَيكَ أن تَتَذَكَّرَ مامَضى لِمَن تَقَدَّمَكَ مِن حُكومَةٍ عادِلَةٍ ، أو سُنَّةٍ فاضِلَةٍ ، أو أثَرٍ عَن نَبِيِّنا صلى الله عليه و آله ، أو فَريضَةٍ في كِتابِ اللَّهِ ( نهج البلاغة : نامهء 53 ) .
( 2 ) . عنه عليه السلام : اعلَم أنَّ أفضَلَ عِبادِ اللَّهِ عِندَ اللَّهِ إمامٌ عادِلٌ ، هُدِيَ وهَدى ، فَأَقامَ سُنَّةً مَعلومَةً ، وأماتَ بِدعَةً مَجهولَةً ، وإنَّ السُّنَنَ لَنَيِّرَةٌ لَها أعلَامٌ ، وإنَّ البِدَعَ لَظاهِرَةٌ لَها أعلامٌ ( نهج البلاغة : خطبهء 164 ) .