( 2 ) : مبانى حكومت بر دلها
اسلام ، دين حكومت است . آموزههاى اين آيين الهى ، به روشنى بر اين مدّعا دلالت دارند ؛ امّا بررسى دقيق متون ( نصوص ) اسلامى در ريشهيابى مبناى حكومت اسلام ، نشان مىدهد كه اسلام ، بيشتر از آنكه بر « تن » ها حكومت كند و سلطه بر مردمان را با اقتدار سياسى پيشه سازد ، در پى حكومت بر دلهاست . اصول اين نوع حكومت و كشوردارى ، همان مبانى سياسى - حكومتىِ اسلام است و مبانى سياسى نظام علوى ، چيزى جز مبانى مديريت اسلامى نيست .
اكنون و پيشتر از آنكه متون حديثى و تاريخىِ سياست علوى را گزارش كنيم ، آهنگ آن داريم تا مبانى سياسى امام را در كشوردارى ، مرور كنيم . اين نگاه ، بس گذراست ، در حدّ توان و مجال .
يك . سياستهاى ادارى
سياستهاى مديريتى امام على عليه السلام را در ادارهء امور ، در اصول زير مىتوان گزارش كرد :
1 . صداقت در سياست
صداقت را بنيادىترين اصل سياستهاى مديريتى على عليه السلام مىتوان شمرد .
سياستمداران ، در گذرگاه تاريخ ، غالباً با مردمان رو راست نبودهاند و آنچه با مردم درميان نهادهاند ، آن چيزى نبوده كه بدان انديشيده و عمل كردهاند . على عليه السلام صداقت و