حديث غدير
ج - تاجگذارى در روز غدير
118 . امام على عليه السلام : روز غدير خُم ، پيامبر خدا مرا با عمامهاى ( دستارى ) « 1 » سياه كه دنبالهء آن روى شانهام قرار داشت ، مُعمَّم كرد . « 2 »
119 . امام زين العابدين عليه السلام : پيامبر خدا با عمامهء « سَحاب » خود ، على بن ابى طالب عليه السلام را مُعمَّم كرد و آن را از جلو و پشت سر ، فرو هشت . سپس فرمود : « رو كن » . پس رو كرد . سپس فرمود : « برگرد » . او برگشت . پس گفت : « فرشتگان ، اين گونه نزد من آمدند » و سپس فرمود : « هر كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . خدايا ! هركه را دوستش مىدارد ، دوست و هركه را دشمنش مىدارد ، دشمن بدار ! هر كس يارى مىدهد ، يارى ده و هر كس او را وا مىنهد ، وا بنه ! » . « 3 »
د - تبريك رهبرى
120 . مسند ابن حنبل - به نقل از بَراء بن عازب - : ما با پيامبر خدا در سفر بوديم كه در غدير خم توقّف كرديم و در ميان ما نداى نماز جماعت داده شد و براى پيامبر خدا زير دو درخت ، روفته شد . پس ، نماز ظهر را خواند و دست على عليه السلام را گرفت و فرمود : « آيا نمىدانيد كه اختيار من نسبت به مؤمنان از خود آنها بيشتر است ؟ » .
گفتند : چرا .
فرمود : « آيا نمىدانيد كه اختيار من نسبت به هر مؤمنى از خود او بيشتر است ؟ » .
هامش
( 1 ) . عربها ، وقتى كسى را براى حكمرانى برمىگزيدند ، به عنوان تاج ، عمامه بر سرش مىگذاشتند ؛ چنان كه درحديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است : « عمامهها ، تاجهاى عرباند » .
( 2 ) . الإمام عليّ عليه السلام : عَمَّمَني رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَومَ غَديرِ خُمٍّ بِعِمامَةٍ سَوداءَ ، طَرَفُها عَلى مَنكِبي ( الإصابة : ج 4 ص 23 ش 4584 ) .
( 3 ) . الإمام زين العابدين عليه السلام : إنَّ رَسولَ اللَّهِ عَمَّمَ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ عِمامَتَهُ السَّحابَةَ وأرخاها مِن بَينِ يَدَيهِ ومِن خَلفِهِ ، ثُمَّ قالَ : أقبِل فَأَقبَلَ ، ثُمَّ قالَ : أدبِر فَأَدبَرَ . فَقالَ : هكَذا جائَتنِي المَلائِكَةُ ، ثُمَّ قالَ : مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَليٌّ مَولاهُ ، اللَّهُمَّ والِ مَن والاهُ ، وعادِ مَن عاداهُ ، وَانصُر مَن نَصَرَهُ ، وَاخذُل مَن خَذَلَهُ ( نظم درر السمطين : ص 112 ) .