چون غيرى در كار نيست و حقيقت هستى ثانى ندارد ؛ در نتيجه اين حقيقت ، واجبالوجود بالذات مىباشد .
شرح و تفسير
برهان صديقين
مؤلف قدس سره در اين فصل دو برهان براى اثبات وجود واجب الوجود بالذات - كه همان ذات اقدس اللّه است - اقامه مىكند . تفاوت اساسى و جوهرى ميان اين دو برهان در آن است كه برهان نخست ، مبتنى بر اصالت وجود است و با تمسك به ويژگىهاى حقيقت وجود ، وجوب آن حقيقت اثبات مىشود ، در حالى كه برهان دوم ، به وجودِ ماهيات ممكن توسل مىجويد و آن را واسطه براى اثبات وجود واجب تعالى قرار مىدهد .
برهان نخست « 1 » ، از مقدمات ذيل تشكيل مىشود :
1 - حقيقت وجود ، امرى اصيل است و بنابراين ، واقعيت و تحقق ، از آنِ همين حقيقت است ، نه ماهيات كه امورى اعتبارى بوده و سرابى بيش نيستند .
2 - حقيقت وجودْ صرف است و هيچ گونه خليط و همراهى ندارد ، زيرا بنابر اصالت وجود ، هر چه غير از وجود در نظر گرفته شود ، اعتبارى و موهوم و پوچ و باطل مىباشد ؛ تنها و تنها حقيقت وجود است كه واقعيت و هستى و تحقق دارد و ظرف خارج را پر كرده و منشأ اثر مىباشد .
3 - صرف الشىء تعدد بردار نيست و هرگز كثرت در آن راه نمىيابد : « صرفُ الشىء لايتثنّى ولايتكرر » . بنابراين ، حقيقت وجود تنها در صورتى مىتواند متعدد و متكثر شود كه حدود و قيودى به آن ضميمه گردد و آن را محدود و مقيد سازد و اين با
هامش
( 1 ) . اين برهان ، به برهان صديقين موسوم است و به صورتهاى گوناگونى تقرير شده است . براى آشنايى بيشتر با اين برهان و سير تطورات آن نك : شرح حكمت متعاليه ، بخش اوّل از جلد ششم