تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
يرجعَ فيوجِبَ عليه تعالى فعلَه ، و يسلبَ عنه بذلك عمومَ القدرةِ ، و هى عينُ ذاتِهِ . ويتبيّنُ بما تقدَّمَ : أنّه تعالى مختارٌ بالذاتِ ، إذ لا إجبار إلّامن أمرٍ وراءَ الفاعلِ ، يحملُه على خلافِ ما يقتضيه او على ما لا يقتضيه ، و ليسَ وراءَه تعالى إلّافعلُه ، و الفعلُ ملائمٌ لفاعلِهِ ، ما فَعَلَه من فعلٍ هو الذى تقتضيه ذاتُه و يختارُه بنفسِهِ . ترجمه ممكن است گفته شود : اگر بخواهيم قدرت فراگير خداوند را از اين طريق اثبات كنيم كه : « وجود معلولِ ممكن ، متوقف بر وجوب غيرى آن است و اين وجوب غيرى بايد به يك واجب ذاتى ختم گردد . » نتيجهء معكوس به دست مىآيد ، زيرا واجب بودن فعل الهى مستلزم آن است كه خداوند فاعل موجَب باشد - يعنى فاعلى كه بايد انجام دهد و نمىتواند انجام ندهد - و اين به معناى نفى قدرت فراگير الهى است . پاسخ آن است كه : وجوب ، برگرفتهء از وجود است و همان گونه كه وجودِ معلول از جانب علت است ، وجوب غيرى آن نيز از سوى علت مىباشد و هرگز اثرِ مترتب بر وجود شىء نمىتواند در وجود پديد آورندهء آن شىء تأثيرى داشته باشد . بنابراين ، ايجابى كه خداوند سبحان به فعل مىبخشد ، هرگز نمىتواند باز گردد و كار را بر خداوند ، واجب و ضرورى گرداند و با ايجاب كار بر او ، قدرت فراگيرى را كه عين ذات الهى است ، از او سلب كند . از آن چه گذشت به دست مىآيد كه : خداوند سبحان ذاتاً مختار است زيرا الزام هميشه از سوى موجود خارج از ذات بر فاعل تحميل مىشود ؛ موجودى كه فاعل را بر كارى كه خلاف مقتضايش است و يا اقتضاى آن را ندارد ، مىگمارد ، در حالى كه در پسِ وجود الهى چيزى جز فعل او نيست و فعل نيز هميشه هماهنگ با ذات فاعل است و در نتيجه هر فعلى كه او انجام مىدهد ، به مقتضاى ذاتش بوده و خود ، آن را اختيار نموده است .