زمان ميرداماد ، اين نظريه را پذيرفتهاند .
2 - حركت قطعى در خارج وجود دارد و حركت توسطى يك امر ذهنى بوده و در خارج تحقق ندارد . ملاصدرا رحمه الله تا اندازهء زيادى متمايل به اين نظريه است ، اگرچه نمىخواهد آنرا بهطور صريح بيان كند .
3 - نظريهء سوم آن است كه : هر دو معناى حركت در خارج وجود دارند و بر خارج منطبق مىشوند . بنابراين نظريه ، كه مؤلف علامه پيرو آن است ، حركت قطعى و حركت توسطى دو اعتبار از يك واقعيت واحداند « 1 » .
حركت توسطى
حركت توسطى عبارت است از : « بودن شىء متحرك ميان مبدأ و منتها ، به نحوى كه هر يك از حدود مسافت را در نظر بگيريم ، متحرك در لحظهء قبل و در لحظهء بعد در آن حدّ وجود ندارد » . حركت توسطى يك حالت بسيط است كه در همان لحظهء نخست حركت در متحرك پديد مىآيد و تا لحظهء آخر حركت ، در آن باقى و پايدار مىماند . حركت توسطى حالتى است كه در يك آن حادث مىشود و آنگاه در طول زمان حركت باقى مىماند . اتصاف شىء متحرك به حركت توسطى ، مانند اتصاف جسم به يك رنگ خاص است . همانگونه كه جسم در يك لحظه سفيد مىشود و آنگاه اين سفيدى در طول زمان باقى مىماند ، متحرك نيز وقتى از نقطهء الف به نقطهء ب
هامش
( 1 ) . از آنچه بيان شد دانسته مىشود كه تعبير به « انقسام » در مورد حركت قطعى و توسطى ، تعبير درستى نيست ؛ يعنى چنين نيست كه حركت داراى دو قسم باشد ، يكى به نام حركت توسطى ود يگرى به نام حركت قطعى . بلكه اين دو ، دو معنا و دو تفسير براى حركت هستند . به ديگر سخن : حركت مشترك لفظى ميان اين دو امر است ، نه مشترك معنوى