تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
ترجمه ثالثاً : تحقق دو جنس در يك مرتبه براى يك نوع ، امرى محال ونشدنى است ؛ همين‌طور تحقق دو فصل در يك مرتبه براى يك نوع ، زيرا مستلزم آن است كه نوع واحد ، دو نوع باشد . شرح و تفسير يك « نوع » مىتواند جنس‌ها و فصل‌هاى گوناگونى داشته باشد ، اما در طول يك‌ديگر و به گونه‌اى كه يكى مندرج در ديگرى باشد ؛ مثلًا انسان جنس‌هاى متعددى دارد ، كه عبارتند از : جوهر ، جسم ، جسم نامىِ و حيوان ؛ هم‌چنين فصل‌هاى متعددى دارد ، كه عبارتند از : داراى ابعاد سه گانه ، نامى ، حساس ، متحرك با اراده و ناطق . اما هر يك از اين جنس‌ها و فصل‌ها در طول يك‌ديگرند ؛ بدين صورت كه جوهر از جهت داراى ابعاد بودن و نبودن مبهم است و با انضمام يك فصل خاص ( / داراى ابعاد ) به آن ، تعين يافته و به صورت نوعى از جوهر ( / جسم ) در مىآيد . اما اين نوع ( جسم ) نيز از جهت نامى بودن و نبودن مبهم است و باانضمام « نامى » به آن ، تعين يافته و به صورت نوعى از جسم درمىآيد و به همين ترتيب . بنابراين ، حيوان جنسى است كه همهء جنس‌ها و فصل‌هاى ديگر در آن مندرج است و آن‌گاه كه اين جنس - كه جنس قريب انسان است - با ناطق تحصل يافت ، تنها يك ماهيت نوعى را تشكيل خواهد داد . اين نحوه از تعدد اجناس و فصولِ يك نوع هيچ اشكالى ندارد . اما سخن در آن است كه يك ماهيت نوعى نمىتواند در مرتبهء واحد دو جنس و يا دو فصل داشته باشد ؛ يعنى دو جنس و دو فصلى كه در عرض هم باشند و يكى در ديگرى مندرج نشود ، زيرا در اين صورت لازم مىآيد كه يك ماهيت با آن‌كه واحد