تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
بلكه محمول عرضى آن مىباشد و چون هم بر آن و هم بر غير آن حمل مىشود - مثلًا حيوان هم بر ناطق حمل مىشود و هم بر صاهل ، ناهق و مانند آن - عرض عام « 1 » فصل خواهد بود . هم‌چنين فصل يك نوع نيز محمول ذاتى جنس آن نوع نيست ، بلكه محمول عرضى آن مىباشد و چون بر غير جنس آن نوع حمل نمىشود - مثلًا ناطق فقط بر حيوان قابل حمل است و بر جنس ديگرى كه در عرض حيوان باشد ، حمل نمىشود - عرض خاص آن جنس مىباشد . البته عرض خاصى است كه تنها بر برخى از افراد جنس حمل مىشود ، نه همهء آن . ( بعضى از حيوان ناطق است . ) نكته‌اى كه در اين‌جا بايد يادآورى شود اين‌كه عروض جنس بر فصل و نيز عروض فصل بر جنس تنها در ظرف تحليل ذهنى است ، نه در خارج ، زيرا جنس و فصل در خارج به يك وجود موجودند ؛ صدرالمتألهين در اين باره مىگويد : اين‌كه گفته مىشود فصل از عوارض جنس است و يا جنس از عوارض فصل است يا اين‌كه وجود از عوارض ماهيت است ، مقصود از عروض در اين موارد و مانند آن ، عروض بر حسب وجود نيست ؛ بدين معنا كه عارض ، وجودى غير از وجود معروض داشته باشد ، بلكه عروض در چنين مواردى تنها در ظرف تحليل صورت مىپذيرد و دو معنا كه موجود به يك وجودند ، بر يك‌ديگر حمل مىشوند . « 2 »

3 - امتناع تحقق دو جنس و يا دو فصل در يك مرتبه براى يك نوع

وثالثاً : أنّ من الممتنعِ أن يتحقَّقَ جنسانِ فى مرتبةٍ واحدةٍ ، و كذا فصلانِ فى مرتبةٍ واحدةٍ ، لنوعٍ ؛ لاستلزامِ ذلك كونَ نوعٍ واحدٍ نوعينِ .
هامش
( 1 ) . مقصود از « عرض » در تعبير « عرض عام » ، كه تعبير شايعى است و در كلام مؤلف نيز آمده است ، همان « عرضى » به معنايى كه در فصل سوم گذشت ، مىباشد ( 2 ) . اسفار ، ج 2 ، ص 254
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 72 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى