آن نيز محدود باشد ، زيرا اثر هميشه ضعيفتر از صاحب اثر است . .
تأثير علتهاى جسمانى مشروط به برقرارى وضع خاص است
و أيضاً ، العللُ الجسمانيّةُ لا تفعلُ إلّامع وضعٍ خاصٍ بينَها وبينَ المادّةِ ، قالُوا : لأنّها لمَّا احْتاجتْ فى وجودِها إلى المادّةِ ، احتاجتْ فى إيجادِها إليها ؛ والحاجةُ إليها فى الايجادِ هى بأن يحصلُ لها بسببِها وضعٌ خاصٌ مع المعلولِ ، ولذلك كان للقُربِ والبُعدِ و الأوضاعِ الخاصّةِ دخلٌ فى تأثيرِ العللِ الجسمانيّةِ .
ترجمه
مطلب ديگر آنكه : علتهاى جسمانى فقط در صورتى مىتوانند اثر گذار باشند كه بين آنها و ماده ، وضع وموقعيت خاصى برقرار باشد . در تعليل اين مطلب آوردهاند : علل جسمانى چون در وجود خويش نيازمند مادهاند ، در ايجاد كردن نيز محتاج آن مىباشند و اين نياز به ماده ، در ايجاد كردن ، به اين صورت است كه بايد آنها توسط ماده ، وضع و موقعيت خاصى با معلول پيدا كنند . به همين دليل است كه نزديكى و دورى و موقعيتهاى خاص در تأثير كردن علل جسمانى نقش دارند .
شرح و تفسير
اثرگذارى جسمانى مشروط به آن است كه ميان جسم اثر گذار و مادهاى كه اثر بر روى آن واقع مىگردد ، وضع « 1 » خاصى برقرار شود ؛ يعنى بايد نسبت مكانى خاصى
هامش
( 1 ) . « وضع » داراى اصطلاحات گوناگونى است كه مهمترين آنها عبارتند از :
الف : هيئتى كه ازنسبت اجزاى يك شىء به يكديگر و نسبت مجموع آن اجزا به خارج پديد مىآيد . در اين اصطلاح . وضعْ از مقولههاى عرضى به شمار مىرود .
ب : بودن شىء به گونهاى كه بتوان به آن اشاره حسى كرد .
ج : نسبت مجموع شىء به بيرون از خود .
در اينجا مقصود از « وضع » معناى سوم آن است ، كه مىتوان از آن به « نسبت مكانى خاص ميان فاعل و مادهء منفعل » تعبير كرد . شيخ الرئيس مىگويد : « وضع عبارت است از نسبت شىء در حَيَزى كه در آن است ، به آنچه مسامت يا مجاور با آن است و حالت خاصى نسبت به آن دارد . » ( تعليقات ، ص 107 )