ميان علت جسمانى و آنچه اثر بر آن واقع مىشود ، برقرار گردد تا علت بتواند در آن اثر بگذارد ؛ مثلًا آتش بايد به چوب نزديك شود و مجاور آن قرار گيرد ، تا آن را گرم كند يا بسوزاند ؛ يا دو مادهء شيميايى تا در شرايط خاصى بر روى هم ريخته نشوند ، نمىتوانند در يكديگر اثر بگذارند . به طور كلى هر تأثير و تأثر جسمانى ، مشروط به تماس و برخورد و نزديكى و دورى و مانند آن مىباشد .
حكيمان در تعليل اين مطلب مىگويند :
علتهاى جسمانى ، چون در وجود و هستى خود به ماده نيازمندند ، در ايجاد و اثرگذارى خود نيز نيازمند ماده مىباشند ، زيرا ايجاد كردن و اثرگذارىِ يك علت فرع بر وجود آن علت مىباشد . نيازمندى علتهاى جسمانى به ماده در ايجاد كردن و اثر گذارىِ آن علتها ، ازاين جهت است كه بايد به واسطهء مادّه ، وضع و موقعيت مكانى خاصى ميان آن علتها و معلولشان برقرار گردد . از اين روست كه نزديكى و دورى و وضعهاى خاص ، نقش تامّى در نحوهء اثرگذارى علتهاى جسمانى دارد ؛ مثلًا آتش هر چه به طرف ظرف آب نزديكتر باشد ، بيشتر آن را گرم مىكند و هر چه از آن دور تر باشد ، آن را كمتر گرم مىكند و اگر فاصله زياد شود ، هيچ تأثيرى بر روى آن نخواهد گذاشت .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 377
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٧٧