طور كه قبلًا دانستيم - « 1 » گفتارى بر طريق مجاز است و حاجت و نياز واقعى فقط در وجود مطرح مىشود . بنابراين ، وجودِ ماهيت متوقف بر غير خود مىباشد .
از طرف ديگر اين توقف به ناچار بر وجود شىء ديگر است ، زيرا معدوم از آن جهت كه معدوم است ، هيچ ثبوت و تحققى ندارد . ما اين موجود راكه هستى ماهيت به نحوى بر آن توقف دارد ، علت مىناميم و ماهيتى كه وجودش وابسته به آن مىباشد ، معلول آن خواهد بود .
شرح و تفسير
قانون عليت و تنسيقهاى گوناگون آن
در اين بخش دربارهء قانون عليت و مسايل پيرامون آن بحث و گفتوگو مىشود ؛ از اين رو لازم است پيش از ورود در مباحث اين بخش ، اندكى دربارهء خود « قانون عليت » بحث شود . هنگام مراجعه به كلمات حكما و انديشمندان ملاحظه مىشود كه تعبيرهاى ايشان در مقام بيان قانون عليت مختلف است ، كه به پارهاى از آنها اشاره مىشود :
1 - هر حادثه ( / حادث زمانى ) اى داراى علت است ؛
2 - هر موجودى علتى دارد ؛
3 - هر معلولى نيازمند علتى است ؛
4 - هر موجود وابستهاى محتاج علت است ؛
5 - هر موجود ضعيفى نيازمند علت است ؛
6 - ماهيت در وجود و عدم خود نيازمند غير مىباشد .
همانگونه كه مشاهده مىشود برخى ، مانند متكلمان ، موضوع قانون عليت را
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصل دهم از بخش نخست