تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
خارج وجود دارد و قائم به اشياى خارجى مىباشد ، تلقى مىشد ؛ يعنى گمان مىشد اشياى خارجى ، هر يك ، رنگ خاصى دارند و اين رنگ قائم به خود آنهاست ، خواه چشمى وجود داشته باشد كه اين رنگ‌ها را ببيند و يا وجود نداشته باشد . هم‌چنين بو ، مزه ، گرما و سرما و ساير كيفيات محسوس ، جملگى خواص قائم به اشياى خارجى انگاشته مىشد . اما از قرن هفدهم ميلادى به بعد ، اين انديشه مطرح شد كه چنين كيفياتى قائم به اشياى خارجى نيستند ، بلكه نفس ما در اثر يك سلسله فعل و انفعالات فيزيك و شيميايى و فيزيولوژيكى كه در بدن انجام مىگيرد ، مستعد درك اين امور در درون خويش مىشود . جهان بيرونى فاقد هرگونه رنگ ، بو ، مزه ، گرما و امورى مانند آن است و اگر موجود جان‌دارى در عالم نبود ، خبرى از اين امور نيز وجود نداشت . در خارج چيزى جز ماده و انرژى نيست و همهء اين كيفيات در اثر تأثر حواس ما از امواج خاصى كه به آن اصابت مىكند ، پديد مىآيد . اين انديشه را نخستين بار گاليله « 1 » مطرح كرد . او ميان دو دسته از خواص اجسام تفكيك كرد : يكى خواصى كه واقعاً در جهان وجود دارد و به تعبير او ذاتى جهان عينى است ، مانند جرم و سرعت و آنها را « كيفيات « 2 » اوليه » ناميد . اين كيفيات را اصيل و مستقل از مشاهده‌گر دانست . ديگرى خواصى كه صرفاً واكنش ذهنى حواس انسان در برابر جهان خارج است و آنها را « كيفيات ثانويه » نام نهاد . او مىگويد : من نمىتوانم باور كنم كه در اشياى خارجى چيزى به جز اندازه ، شكل يا حركت وجود داشته باشد ، كه بتواند در ما احساس طعم ، يا صوت ، يا بو برانگيزد . و واقعاً
هامش
( 1 ) . گاليله ( 1564 - 1642 ) رياضىدان ، منجم و فيزيك‌دان بزرگ ايتاليايى ( 2 ) . مقصود از كيفيت ، چيزى غير از اصطلاح خاص فلسفى آن است ، كه در برابر كميت و ساير اعراض نسبى قرارمىگيرد