المسموعة المنتظمة . و معنى أنّه تعالى متكلّم أنّه يوجد الكلام في جسم من الأجسام . و تفسير الأشاعرة غير معقول .
أقول : من جملة صفاته تعالى كونه متكلّما ، و قد أجمع المسلمون على ذلك .
و اختلفوا بعد ذلك في مقامات أربع :
الأوّل : في الطّريق إلى ثبوت هذه الصّفة ، و قالت الأشاعرة هو العقل . و قالت المعتزلة هو السّمع . و هو قوله تعالى :
وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً
[ نساء / 164 ] ، و هو الحقّ لعدم الدليل العقليّ ، و ما ذكروه دليلا فليس بتامّ .
و قد أجمع الأنبياء على ذلك ، و ثبوت نبوّتهم غير موقوف عليه لجواز تصديقهم
شرح
كلام [ در اينجا ] حروف و صداهايى كه شنيده مىشود و انتظام دارد ، نيست . معناى اينكه خداى متعال متكلّم است آن است كه او كلام را در جسمى از جسمها پديد مىآورد . امّا تفسير اشاعره [ از متكلّم بودن خداى متعال ] نامعقول [ و غيرقابل پذيرش ] است .
شرح : از جمله صفات خداى متعال آن است كه او متكلّم مىباشد . مسلمانان بر متكلم بودن خداوند اجماع دارند ، امّا پس از آن ، در چهار مقام اختلاف كردهاند .
مقام نخست : در راه [ پى بردن به ] ثبوت اين صفت . اشاعره گفتهاند : از طريق عقل [ بدين صفت الهى پى مىبريم ، و دليل بر متكلم بودن خداوند ، عقلى است . ] معتزله گفتهاند : دليل آن شنيدارى [ و نقلى ] است ؛ يعنى آيهء « و خداوند با موسى آشكارا سخن گفت . » [ نساء / 164 ] و حق با معتزله است ، چون دليل عقلىاى بر متكلم بودن خداوند وجود ندارد . و آنچه اشاعره بهعنوان دليل عقلى آوردهاند ، تامّ و صحيح نيست .
پيامبران بر متكلم بودن خداوند اتفاق داشتهاند ، و ثبوت پيامبرى ايشان متوقف بر اثبات اين صفت نيست ، [ تا گفته شود : استناد به رأى ايشان براى اثبات اين صفت ، دورى است ، ] زيرا امكان اين هست كه خداوند ايشان را بدون آنكه سخنى بگويد ،