به ازدواج متعه بودند . « 1 »
ج ) فاكهى از يعقوب بن حميد از عبد الله بن حارث مخزومى ، از چند نفر نقل كرده است كه محمد بن هشام از عطاء بن ابى رباح ، در مورد متعهء زنان پرسيد . او پاسخ داد و مانعى در اين باره نديد و گفت : قاسم بن محمد آمد و محمد بن هشام را نزد او فرستاد و از او پرسيد . او گفت : شايسته نيست كه گفته شود متعه حرام است .
ابن هشام مىگويد : عطاء در مورد متعه با من سخن گفت . او مىپنداشت كه متعه مانعى ندارد . قاسم گفت : سبحان اللَّه ، بعيد مىدانم عطا چنين نظرى داشته باشد .
گفت : ابن هشام را نزد عطا فرستاد ، وقتى آمد ، گفت : اى ابا محمد ( عطا ) آنچه در مورد متعه به من گفتهاى به قاسم نيز بگو !
گفت : من چيزى نگفتم . ابن هشام گفت : بله ، گفتى !
گفت : نه ، نگفتم . وقتى قاسم رفت ، عطا به او گفت : آنچه گفتم راست بود ولى من از اينكه آن را در برابر قاسم بگويم مىترسيدم كه او و مردم مدينه مرا لعنت كنند . « 2 »
عطا كيست ؟
عطا مفتى و محدّث مردم مكه بود . به گفتهء برخى ، در زمان خلافت
هامش
( 1 ) . المسائل الصاغانية ، ص 37 ، در ضمن سلسله مؤلّفات شيخ مفيد ، ج 3
( 2 ) . اخبار مكه ، ج 3 ، ص 14 ، ح 1718 ، همو قصه ابن وهب شاعر و اقدام او بر متعه با يك دينار براى يك شبانه روز را از اسحاق بن ابراهيم ، در ص 16 ، نقل كرده و ابن عبد ربه در عقد الفريد ، ج 6 ، ص 388 ، نيز آن را نقل كرده است .