است كه ما كتابهاى ابن جريج را كتابهاى امانت مىناميديم .
ذهبى مىنويسد : اين شخص ( به خودىِ خود ) ثقه است . بعد از صحابه ، عطا و مجاهد شيخ حرم بودهاند و بعد از آن دو ، قيس بن سعد و ابن جريج بودهاند و سپس ابن جريج به تنهايى عهدهدار بود و علم را تدوين كرد و مردم علم را از او فرا گرفته و حمل مىكردند و مسلم بن خالد زنجى ، از او و شافعى نيز از زنجى فقه آموخته است .
روايات ابن جريج ، در كتب سته و مسند احمد و معجم كبير طبرانى و در اجزاء ديگر معجم ، به وفور آمده است .
عبد الرزاق مىگويد : وقتى ابن جريج را ديدم ، فهميدم كه او خدا ترس است . « 1 »
ابن جريج پيش از مرگ به عراق آمد . او در بصره حديث نقل مىكرد و بسيار از او حديث دريافت كردهاند . يحيى بن سعيد مىگويد : ابن جريج راستگو بود . « 2 »
پس ابن جريج ، كه اهل سنت بر وثاقت او اتفاق دارند ، و محدّثين و روات به او اعتماد دارند و او را راستگو و ثقه و خداترس مىدانند . اعتقاد به حلّيت متعه دارد ، به آن عمل نيز مىكرد . پس به خاطر عدم ثبوت نسخ و ثبوت خلاف آن ، به متعه عمل كرد .
ولى نظر ما : او از بزرگان اهل سنت است . تمايل و محبّت شديدى ( به شيعه ) داشته ، ( چنان كه مرحوم كشّى اين را گفته است ) و شيخ مفيد و سيد مرتضى نيز صراحت دارند كه او از علماى اهل سنت بود و در
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 6 ، ص 333
( 2 ) . تهذيب الكمال ، ج 12 ، ص 55