پرده بود فرستاد و روح به صورت بشرى كامل در برابرش جلوه كرد و به وى گفت كه او فرستادهء پروردگارش مىباشد و آمده است تا به اذن خداوند - بدون آنكه شوهرى داشته باشد - به او فرزندى ببخشد و به مريم بشارت داد كه به زودى از فرزند او معجزات درخشانى سرخواهد زد و همچنين به وى خبر داد كه خداوند فرزند او را با روح القدس تأييد خواهد كرد و كتاب و حكمت و تورات و انجيل را به وى مىآموزد و با آيات و معجزاتى روشن او را به سوى بنىاسرائيل مىفرستد . روح ، قصهء عيسى و شرح حال او را براى مريم گفت و آن گاه در وى دميد و مريم بر اثر آن همچون ساير زنان حامله شد ( آل عمران : 44 - 35 ) .
مريم با جنين خود به مكان دور افتادهاى پناه جست تا اينكه درد زايمان او را به سوى تنهء درخت خرمايى كشانيد و با خود گفت : كاش پيش از اين مرده و به كلى ازيادها رفته بودم . در اين حال از زير پاى او فرشتهاى وى را ندا داد : غم مدار ، پروردگارت در زير پاى تو چشمهء آبى پديد آورده است . تنهء درخت خرما را به طرف خودتكان ده ، برايت خرماى تازه مىريزد و از آن خرما تناول كن و از آن چشمه بياشام و ديده روشن دار . اگر كسى از آدميان را ديدى بگو : من براى خداى رحمان روزه نذر كردهام و امروز مطلقاً با هيچ انسانى سخن نخواهم گفت . مريم فرزند خود را در آغوش گرفته او را به سوى قوم خود آورد ( مريم : 27 - 20 ) . حامله شدن به عيسى و وضع حمل او و سخن گفتن و ديگر شؤون وجودى او ، همگى با همين امور در ديگر افراد انسان همسنخ بوده است .
هنگامى كه قوم مريم او را با اين وضع مشاهده كردند ، زبان به سرزنش او گشودند و دربارهء او سخنانى گفتند كه به زنى كه بدون داشتن شوهر حامله شده مىگويند . آنان گفتند : اى مريم ! براستى كار بسيار ناپسندى مرتكب شدهاى . اى خواهر هارون ! پدرت مرد بدى نبود و مادرت هم بدكار نبود . مريم به عيسى اشاره كرد . امّا آنها گفتند : چگونه با كودكى گهوارهاى سخن بگوييم ؟ كودك به سخن آمده گفت : منم بندهء خدا ، به من كتاب داده و مرا پيامبر گردانيده است و هرجا كه باشممرا با بركت ساخته و به من سفارش كرده است كه تا زندهام نماز بگزارم و زكات بپردازم و به مادرم نيكى كنم . مرا زورگو و نافرمان قرار نداده است و درود بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه مىميرم و روزى كه زنده برانگيخته مىشوم ( مريم : آيات 33 - 27 ) .
اين سخنان عيسى عليه السلام به منزلت براعت استهلالى بود نسبت به كارهايى كه در آينده خواهد كرد ، يعنى بر ضدّ زورگويى و ستم قيام كردن و احيا و بر پا داشتن شريعتموسى و تجديد معارف كهنه شدهء او و بيان آيات شريعت موسى كه بنىاسرائيل دربارهء آنها دچار اختلاف شده بودند .
عيسى رشد كرد و به سنّ جوانى رسيد . او و مادرش مانند بقيه مردم عادى خورد و خوراك داشتند و در معرض همان عوارض و آسيبهايى بودند كه ساير مردم هستند و تا آخر عمر يك زندگى عادى بشرى داشتند .
پس از مدتى ، عيسى به سوى بنىاسرائيل به رسالت فرستاده شد و شروع به دعوت آنان به آيين توحيد و يكتاپرستى نمود و مىگفت : من ازجانب پروردگارتان براى شما معجزهاى آوردهام . من از گِل براى شما چيزى به شكل پرنده مىسازم ، آن گاه در آن مىدمم كه به اذن خدا پرندهاى مىشود . و به اذن خدا كور مادرزاد و پيس را بهبود مىبخشم و مردگان را زنده مىگردانم و شما را از آنچه مىخوريد و آنچه در خانههايتان ذخيره مىكنيد خبر مىدهم . مسلماً در اين معجزات براى شما ، اگر مؤمن باشيد ، عبرتى است . همانا خداوند پروردگار من و پروردگار شماست . پس او را بپرستيد .
همچنين ، آنان را به شريعت جديد خود ، كه در واقع تصديق شريعت موسى بود و فقط برخى چيزهايى را كه به خاطر سختگيرى بر يهود ، در تورات حرام شده و او لغو كرده بود ، فرا مىخواند و مىفرمود : من براى شما
منتخب ميزان الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1189
مساهمون: محمد الريشهري
ص١١٨٩