تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب ميزان الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1187

مساهمون:

ص١١٨٧
حديث : 6008 عيسى عليه السلام : خدمتكار من دو دست من است و مَركبم دو پاى من و بسترم زمين و بالشم سنگ و گرمابخشم در زمستان آفتابگيرها . . . شبم را با تهيدستى به سر مىبرم و روزم را با نادارى سپرى مىكنم و با اين حال در روى زمين احدى توانگرتر و بىنيازتر از من وجود ندارد . 6009 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بنىاسرائيل ششصد پيامبر داشتند كه اولين آنها موسى بود و آخرينشان عيسى . 6010 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خوراك عيسى تا زمانى كه به آسمان برده شد ، باقلا بود ؛ عيسى تا زمانى كه به آسمان برده شد غذايى كه با آتش پخته شده باشد ، نخورد . 6011 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى امّ ايمن ! مگر نمىدانى كه برادرم عيسى شام را براى صبحانه نگه نمىداشت و صبحانه‌اى را براى شام ؟ از برگ درختان تغذيه مىكرد و از آب باران مىآشاميد ، پلاس مىپوشيد و هر جا كه شب مىرسيد بيتوته مىكرد و مىگفت : هر روز ، روزى خود را مىآورد . 6012 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من عيسى بن مريم را ديدم ، او مردى بود سفيدپوست و ميان باريك چون شمشير . 6013 امام على عليه السلام - در وصف عيسى عليه السلام - فرمود : و اگر خواهى ، از عيسى بن مريم عليه السلام برايت بگويم ؛ او سنگ را بالش خود مىكرد و جامهء خشن مىپوشيد و نان خشك و گلوآزار مىخورد . خورش او گرسنگى بود و چراغش در شب ، ماه و سرپناهش در زمستان ، آفتابگيرهاى صبح و عصر و ميوه و سبزيجاتش ، علف و گياهانى كه زمين براى چهار پايان مىروياند . نه زنى داشت كه مايهء گرفتارى او باشد و نه فرزندى كه اندوهگينش سازد و نه مال و ثروتى كه دل او را به خود مشغول گرداند و نه طمعى كه به خواريش اندازد . مركب او دو پايش بود و خدمتكارش دو دست او ! 6014 امام صادق عليه السلام - دربارهء اين سخن خداوند متعال به نقل از عيسى : « و مرا هرجا كه باشم با بركت قرار داد » - فرمود : يعنى پر سود و منفعت .

داستان عيسى عليه السلام و مادرش در قرآن :

مادر عيسى عليه السلام مريم دختر عمران بود . هنگامى كه مادر مريم او را باردار شد ، نذر كرد كه وقتى فرزندش به دنيا آمد او را در راه خدا آزاد كند تا در معبد خدمت كند . او كه خيال مىكرد آنچه در شكم دارد پسر است ، وقتى وضع حمل كرد و معلوم شد فرزندش دختر است دچار اندوه و حسرت شد و با اين حال او را « مريم » ، يعنى « خادمه » ، ناميد . عمران ، پدر مريم ، پيش از تولد او درگذشته بود . مادر مريم او را به معبد آورد تا به كاهنان كه يكى از آنان زكريّا بود ، بسپارد . ميان كاهنان بر سر عهده‌دارشدن سرپرستى مريم ، بحث و نزاع در گرفت تا بالاخره تصميم گرفتند قرعه بزنند و قرعه به نام زكريا درآمد و زكريا سرپرستى مريم را به عهده گرفت . وقتى مريم به سن بلوغ رسيد ، زكريّا ميان او و كاهنان پرده‌اى آويخت و مريم پشت آن پرده خداوند سبحان را عبادت مىكرد و كسى جز زكريّا نزد او رفت و آمد نمىكرد . هروقت زكريا وارد محراب مريم مىشد ، نزد او غذايى مىديد . از او پرسيد : اى مريم ! اين غذا از كجاست ؟ مريم گفت : از نزد خداست و خداوند به هر كه خواهد بىشمار روزى مىدهد ، مريم عليه السلام بانويى صديقه ، معصوم به عصمت و نگهداشت الهى ، پاك ، برگزيده ، و محدَّثه بود كه فرشتگان با او سخن گفتند و خبرش دادند كه خداوند او را برگزيده و پاك و پاكيزه‌اش قرار داده است . او از عبادت پيشگان و از نشانه‌هاى خداوند براى مردم جهان بود ( آل عمران : 44 - 35 ؛ مريم : 16 ، انبياء : 91 و تحريم : 12 ) . سپس ، خداى متعال روح را به سوى مريم كه در پس