تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب ميزان الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1185

مساهمون:

ص١١٨٥
در كارهاى خير شتاب مىنمودند و ما را از روى رغبت و بيم مىخواندند و در برابر ما فروتن بودند » . ر . ك : آل عمران : آيات 38 - 41 و مريم : آيات 1 - 12 . حديث : 6003 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بنىاسرائيل در جستجوى زكريّا بر آمدند تا او را بكشند . زكريا به صحرا گريخت . درختى براى او دهان باز كرد و زكريا داخل آن رفت ، امّا ريشه‌اى از لباس‌او بيرون‌ماند . بنىاسرائيل آمدند و روى درخت رفتند و او را ارّه كردند . 6004 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : زكريّا نجّار بود .

1710 - يحيى عليه السلام

قرآن : « اى زكريّا ! ما تو را به پسرى كه نامش يحيى است ، مژده مىدهيم كه قبلًا همنامى براى او قرار نداده‌ايم . . . اى يحيى ! كتاب [ خدا ] را به جدّ و جهد بگير . و از كودكى به او نبوّت داديم . و نيز از جانب خود ، مهربانى و پاكى به او داديم و تقوا پيشه بود . و با پدر و مادر خود نيك‌رفتار بود و زورگويى نافرمان نبود . و درود بر او روزى كه زاده شد و روزى كه مىميرد و روزى كه زنده برانگيخته مىشود » . حديث : 6005 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خدا رحمت‌كند برادرم يحيى را ؛ وقتى او كودك بود و بچه‌ها او را به بازى دعوت كردند ، گفت : مگر براى بازى خلق شده‌ام ؟ ! چنين كسى وقتى به سن بلوغ رسد ، چه خواهد گفت ؟ ! 6006 امام كاظم عليه السلام : روش يحيى بن زكريّا عليهما السلام اين بود كه مىگريست و هيچ‌گاه نمىخنديد ؛ عيسى بن مريم هم مىخنديد و هم مىگريست و كارى كه عيسى عليه السلام مىكرد ، برتر از كارى بود كه يحيى عليه السلام مىكرد . 6007 امام صادق - از پدران‌بزرگوارش عليهم السلام در گفتگويى ميان يحيى عليه السلام و شيطان - فرمود : يحيى عليه السلام گفت : آيا هرگز شده است كه لحظه‌اى بر من چيره آيى ؟ شيطان گفت : نه ، امّا در توخصلتى است كه خوشايند من است . يحيى گفت : آن خصلت چيست ؟ شيطان گفت : تو مرد پرخورى هستى . هرگاه افطار مىكنى ، آن‌قدر مىخورى كه دچار تخمه مىشوى و اين كار تو را از برخى نمازها و شب زنده‌دارىهايت باز مىدارد . يحيى عليه السلام گفت : با خدا عهد مىبندم كه از اين پس تا زنده هستم هرگز از غذايى سير نخورم . ابليس نيز به او گفت : من هم با خدا عهد مىبندم كه از اين پس تا زنده هستم ، هرگز مسلمانى را اندرز ندهم . آن‌گاه بيرون رفت و بعد از آن ديگر نزد يحيى بازنگشت .

1711 - عيسى عليه السلام

قرآن : « در واقع ، مَثَل عيسى نزد خدا همچون مَثَل [ خلقت ] آدم است كه او را از خاكى آفريد . سپس به دو گفت : باش ، پس شد » . « و گفتهء ايشان : ما مسيح ، عيسى بن مريم ، پيامبر خدا را كشتيم و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند ، ليكن امر بر آنان مشتبه شد . و كسانى كه دربارهء او اختلاف كردند ، قطعاً در مورد آن دچار شك شده‌اند و هيچ علمى بدان ندارند ، جز آنكه از گمان پيروى مىكنند و يقيناً او را نكشتند . بلكه خدا او را به سوى خود بالا برد و خدا توانا و حكيم است . و از اهل كتاب ، كسى نيست مگر آنكه پيش از مرگ خود حتماً به او ايمان مىآورد و روز قيامت [ عيسى نيز ] بر آنان شاهد خواهد بود » . ر . ك : بقره : آيات 87 ، 253 و آل عمران : آيات 45 - 58 و مائده : آيات 110 - 118 و مريم : آيات 16 - 34 ومؤمنون : آيهء 50 و زخرف : آيات 57 - 65 و حديد : آيهء 27 و صفّ : آيات 6 - 14 .