تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب ميزان الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1179

مساهمون:

ص١١٧٩

1706 - ذوالكفل عليه السلام

قرآن : « و اسماعيل و ادريس و ذوالكفل را [ ياد كن ] كه همه از شكيبايان بودند . و آنان را در رحمت خود داخل نموديم ؛ چرا كه ايشان از شايستگان بودند » . « و اسماعيل و يَسَع و ذوالكفل را ياد كن كه همه از نيكانند » . حديث : 5990 امام جواد عليه السلام - در پاسخ به عبدالعظيم حسنى كه پرسيد نام ذوالكفل چه بود و آيا از پيامبران مرسل بوده است يا نه ؟ - فرمود : خداوند متعال يكصد و بيست و چهار هزار پيغمبر فرستاد كه سيصد و سيزده نفر آنان مرسل بودند و ذوالكفل يكى از آن مرسلين عليهم السلام مىباشد . او بعد از سليمان بن داوود عليه السلام مىزيست و در ميان مردم مانند داوود قضاوت مىكرد و جز براى خداوند عز و جل خشم نگرفت . نامش عويديا بود و او همان كسى است كه خداوند متعال در كتاب خود از وى نام برده است ، آنجا كه مىفرمايد : « و ياد كن اسماعيل و يَسَع و ذوالكفل را كه همه از نيكانند » .

1707 - داوود عليه السلام

قرآن : « بر آنچه مىگويند صبر كن و داوود ، بندهء ما را كه داراى امكانات [ متعدد ] بود به ياد آور . آرى او بسيار بازگشت كننده [ به سوى خدا ] بود . . . اى داوود ! ما تو را در روى زمين خليفه گردانيديم . پس ميان مردم به حق داورى كن و زنهار از هوس پيروى مكن كه تو را از راه خدا به در كند . در حقيقت كسانى كه از راه خدا به در مىروند ، به سزاى آنكه روز حساب را فراموش كرده‌اند ، عذابى سخت خواهند داشت » . « هر آينه ، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايستهء ما به ارث خواهند برد » . ر . ك : نساء : آيهء 163 و مائده : آيات 78 ، 79 و انعام : آيهء 84 و اسراء : آيهء 55 و انبياء : آيات 78 - 80 و نمل : آيهء 15 و سبأ : آيات 10 ، 11 . حديث : 5991 امام على عليه السلام : خداوند عز و جل به داوود عليه السلام وحى كرد : تو چه بندهء خوبى هستى اگر نبود كه از بيت المال مىخورى و با دست خود هيچ كارى نمىكنى . داوود عليه السلام گريست . پس خداوند عز و جل به آهن وحى كرد : براىبنده‌ام ، داوود نرم شو . پس آهن‌نرم شد ، البته خداوند متعال آهن را براى او نرم كرد . از آن پس ، داوود روزى يك زره مىبافت و آن را به هزار درهم مىفروخت . او 360 زره بافت و آنها را به 360 هزار درم فروخت و از بيت المال بىنياز شد . 5992 امام صادق عليه السلام : خداى تبارك و تعالى به داوود عليه السلام وحى فرمود : چه شده است كه تو را تنها مىبينم ؟ عرض كرد : به خاطر تو ، مردم را ترك كرده‌ام و آنان نيز مرا ترك كرده‌اند . فرمود : چه شده است كه تو را خاموش مىبينم ؟ عرض كرد : ترس از تو ، مرا خاموش ساخته است . فرمود : چه شده است كه تو را رنجور مىبينم ؟ عرض كرد : عشق و محبت تو ، مرا رنجور ساخته است . فرمود : چه شده است كه تو را فقير مىبينم ، حال آنكه تو را بهره‌مند ساخته‌ام ؟ عرض كرد : گزاردن حقّ تو ، مرا فقير كرده است . فرمود : چه شده است كه تو را خوار مىبينم ؟ عرض كرد : عظمت وصف ناشدنى جلال تو ، مرا خوار كرده است و اين حق توست اى آقاى من ! خداوند جل جلاله فرمود : پس ، مژده بادا تو را به فضل من . در آن روز كه مرا ملاقات كنى ، هرچه دوست داشته باشى به تو بخشم . با
منتخب ميزان الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1179 | محمد الريشهري / حميدرضا شيخى