تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب ميزان الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1161

مساهمون:

ص١١٦١
آوردند . . . ابراهيم عليه السلام و كسانى كه به او ايمان آورده بودند از قوم خود بيزارى جستند و ابراهيم خود نيز از آزر كه پدر خطابش مىكرد ، امّا پدر حقيقى او نبود « 1 » ، بيزارى جست و با همسر خود و لوط به سرزمين مقدّس مهاجرت كرد تا در آنجا بدون مزاحمت قوم بىفرهنگ و منحرف خود ، به عبادت خداوند بپردازد ( ممتحنه / 4 ؛ انبياء / 71 ) . در اين جا بود كه خداوند سبحان به ابراهيم كه پير شده بود ، به دنيا آمدن اسماعيل و اسحاق و همچنين يعقوب از صلب اسحاق را بشارت داد . پس از مدتى ، ابتدا اسماعيل و بعد اسحاق به دنيا آمدند و خداوند وجود او و دو فرزندش و نوادگان او را پر بركت ساخت . ابراهيم سپس ، به فرمان پروردگارش راهى سرزمين مكه شد كه وادىاى بىآب و علف بود و كودك خردسالش ، اسماعيل را در آنجا گذاشت و خودش به سرزمين مقدس بازگشت . اسماعيل در سرزمين مكه نشو و نما يافت و گروهى از عرب‌هاى ساكن آنجا دورش جمع شدند و بدين ترتيب شهر مكه ساخته شد . ابراهيم عليه السلام ، پيش از بناى مكّه و خانهء كعبه و پس از آن ، گاه‌گاهى به ديدن اسماعيل در سرزمين مكه مىرفت ( بقره / 126 ؛ ابراهيم / 41 - 35 ) . او بعداً با كمك اسماعيل بيت اللَّه الحرام را ساخت و آن نخستين خانه‌اى است كه از جانب خداوند براى مردم ساخته شد و خانه‌اى است بركت‌زا و مايهء هدايت جهانيان . در آن ، آياتىروشن و مقام ابراهيم هست و هر كه واردش شود ، در امان است ( بقره / 129 - 127 وآل عمران / 97 - 96 ) . ابراهيم بعد از ساختن كعبه دستور حج را صادر كرد وآيين‌ها و مراسم مربوط به آن را تشريع نمود ( حجّ / 30 - 26 ) . آن گاه خداوند به ابراهيم عليه السلام فرمان داد كه فرزندش اسماعيل را ذبح كند . پس ، ابراهيم براى انجام مراسم حج با اسماعيل بيرون رفت و چون به جايگاه سعى رسيد ، فرمود : پسركم ، خواب ديدم كه تو را ذبح مىكنم . اسماعيل گفت : اى پدر ! آنچه را كه به آن مأمورى انجام بده كه به خواست خدا مرا از شكيبايان خواهى يافت . پس از آنكه هر دو به‌فرمان الهى تن دادند و ابراهيم پسر را به پيشانى بر خاك افكند ، ندا آمد كه اى ابراهيم ! رؤياى خود را حقيقت بخشيدى و خداوند قربانى بزرگى را جانفداى اسماعيل كرد ( صافّات / 101 - 107 ) .

1698 - لوط عليه السلام

قرآن : « و لوط را [ فرستاديم ] هنگامى كه به قوم خود گفت : آيا آن كار زشت را مرتكب مىشويد كه هيچ كس از جهانيان در آن بر شما پيشى نگرفته است ؟ ! » ر . ك : هود : آيات 77 - 83 و حِجر : آيات 51 - 77 و انبياء : آيات 74 ، 75 و شعرا : آيات 160 - 175 و نمل : آيات 54 - 58 و عنكبوت : آيات 28 - 35 و صافّات : آيات 133 - 138 و ذاريات : آيات 24 - 37 و قمر : آيات 33 - 40 و تحريم : آيهء 10 . حديث : 5963 امام باقر عليه السلام : آن آبادىاى كه باران عذاب برايشان باريد ، سدوم ، آبادى قوم لوط است كه خداوند سنگ‌هايى از سجّيل ، يعنى گِل ، بر آنها باراند . 5964 امام صادق عليه السلام : خداوند بعد از لوط هيچ پيامبرى نفرستاد مگر اينكه ميان قومش عزّت داشت .

اشاره‌اى به داستان لوط عليه السلام و قوم او

لوط عليه السلام از كلدانيان سرزمين بابل و از شمار نخستين كسانى بود كه به ابراهيم عليه السلام ايمان آوردند . او به حضرت ابراهيم ايمان آورد و گفت : « من به سوى پروردگار خود هجرت مىكنم » و خداوند او را به همراه ابراهيم نجات داد و به سرزمين مقدس ، خاك فلسطين ، رفتند ( انبياء :
هامش
( 1 ) . اين مطلب را از دعايى كه در سورهء ابراهيم از قول آن حضرت بيان‌شده است استفاده كرديم .