تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب ميزان الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1139

مساهمون:

ص١١٣٩
حديث : 5900 امام صادق عليه السلام : از نجواهاى خداوند متعال با موسى عليه السلام اين بود : به ثروت انبوهِ هيچ كس غبطه مخور ؛ زيرا ثروت زياد مايهء گناهان زياد مىشود ؛ زيرا حق و حقوقى بر آن واجب مىگردد . 5901 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من از فقر بر شما نمىترسم . بلكه از فزون‌خواهى و تفاخر به زياد داشتن براى شما نگرانم . 5902 امام على عليه السلام : فراوانى مال و ثروت ، دل‌ها را تباه مىكند و گناهان را پديد مىآورد . 5903 امام حسين عليه السلام : دارايى تو اگر از آن تو نباشد ، تو از آنِ او خواهى بود . پس به آن رحم نكن ؛ زيرا كه او به تو رحم نمىكند و پيش از آنكه او تو را بخورد تو آن‌را بخور ! « 1 » 5904 امام صادق عليه السلام : هيچ‌گاه ثروت مردى زياد نشد ، مگر اينكه حجّت خداى متعال بر او بزرگ شد . پس ، اگر مىتوانيد اين حجّت را از خود دور كنيد ، اين كار را بكنيد . عرض شد : با چه چيز ؟ فرمود : با برآوردن نيازهاى برادران خود از اموالتان . 5905 امام صادق عليه السلام : آسايش دل را جستجو كردم و آن را در كمى مال و ثروت يافتم . 5906 امام رضا عليه السلام : مال و ثروت جمع نشود ، مگر با داشتن پنج خصلت : بخل شديد ، آرزوى دراز ، آزمندى چيره [ بر جان ] ، رسيدگى نكردن به خويشان و برگزيدن دنيا بر آخرت .

1685 - كسى كه مالى را از غير حلال به دست آورد

5907 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس مالى را از غير حلال كسب كند ، خداوند او را فقير گرداند . 5908 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس باكى نداشته باشد كه از كجا كسب مال مىكند ، خداوند باكى ندارد كه از كجا به دوزخش بَرَد . 5909 امام على عليه السلام : هر كس مالى را به ناحق كسب كند ، آن را در راهى خرج كند كه اجرى نداشته باشد . 5910 امام صادق عليه السلام : هر كس مالى را از راه غير حلال به دست آورد ، بنّايى و گل و آب بر او مسلّط شود . 5911 امام صادق عليه السلام : هر كس مال و دارايى را به ناحق تحصيل كند ، از ماندن آن برايش به حقّ محروم گردد . ر . ك : عنوان 113 « حلال » .

1686 - دارايى آن است كه مردم را سود رساند

5912 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در دارايى تو سه نفر شريكند : خودت ، تلف و نابودى ، و وارث . پس ، اگر مىتوانى كارى كن كه ناتوانترين اين‌ها نباشى . 5913 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آدميزاد مىگويد : مِلكِ من ، ملك من ، و مالِ من ، مال من . اى بينوا ! كجا بودى زمانى كه ملك بود و تو نبودى ؟ آيا مال تو جز همان مقدارى است كه مىخورى و از ميان مىبرى ، يا مىپوشى و كهنه مىگردانى يا صدقه مىدهى و [ براى آخرتت ] باقى مىگذارى كه به خاطر آن يا مشمول رحمت مىشوى يا كيفر
هامش
( 1 ) . چه خوب گفته‌اند در تفسير زهد كه : « زهد آن نيست كه مالك چيزى نباشى ، بلكه زهد آن است كه چيزى مالك تو نباشد » .