گريزناپذير مىدانى ( به طورى كه از تو سلب اختيار كند ) . اگر چنين بود ، نويد و بيم و پاداش و كيفر معنا نداشت و گنهكار ، از سوى خدا سرزنش نمىشد و نيكوكار ، مورد ستايش او قرار نمىگرفت و سزاوارىِ نيكوكار به پاداش احسان و نيكوكاريش از بدكار بيشتر نبود . اين سخن ، سخن گروههاى بتپرست . . . و مجوس اين امّت است . خداوند ، به كارهاى خوب فرمان داده است و انسان از روى اختيار آنها را انجام مىدهد و از باب برحذر داشتن از بدى نهى كردهاست ، نه به زور ، نافرمانى مىشود و نه به زور و اجبار ، اطاعت مىگردد و اختيارات خود را هم تفويض نكردهاست .
5269 ابن نباته : امير المؤمنين عليه السلام از كنار ديوار خميدهاى ، به طرف ديوار ديگرى رفت . به آن حضرت عرض شد : يا امير المؤمنين ! از قضاى خدا مىگريزى ؟ فرمود : از قضاى خدا به سوى قدر خداوند عز و جل مىگريزم .
333 . داورى
1536 - اهمّيّت منصب قضاء
قرآن :
« اى داوود ! ما تو را در زمين خليفه ( جانشين ) گردانيديم .
پس ميان مردم به حق داورى كن و زنهار كه از هوس پيروى كنى كه تو را از راه خدا به در كند . در حقيقت كسانى كه از راه خدا به در مىروند به [ سزاى ] آن كه روز حساب را فراموشكردهاند ، عذابى سخت خواهند داشت » .
حديث :
5270 امام على عليه السلام - به شريح - فرمود : اى شريح ! تو در جايى نشستهاى كه جز پيامبرى يا وصىّ پيامبرى و يا شقاوتمندى در آن جا نمىنشيند .
5271 امام على عليه السلام - در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر - نوشت : براى داورى ميان مردم ، بهترين و برترين فردى را كه به نظرت مىرسد از ميان رعيت انتخاب كن ؛ كسى كه كارها بر او تنگ نيايد [ و از حل اختلافات در نماند ] و [ ستيزهگرى ] طرفين دعوا او را به لجاجت و پافشارى در رأى خويش وا ندارد « 1 » ، در لغزشفرو نرود و هر گاه حقيقت را شناخت [ و به حكم نادرست خود پى برد ] ، از بازگشت به حق خوددارى نكند و خويشتنرا در پرتگاه طمع ننشاند و بهفهم سطحى قضايا بسنده نكند و دنبال فهم عميق و دقيق آنها باشد . در موارد شبههناك بيش از همه درنگ و
هامش
( 1 ) . يا با سرسختى هر يك از متخاصمين در ادعاى خود ، از رأىدرست منحرف نشود ؛ يا چنان پرهيبت و صلابت باشد كه طرفين دعوا ، در محك زدن او براى اين كه ببينند رشوه مىپذيرد يا نه و آيا تطميع و تهديد در او اثر دارد يا نه ، به او طمع نداشته باشند .