مىشود . به همين معناست آيهء « هلا اى مردم ! شما نيازمند خداييد و خدا بىنياز ستوده است » .
دوم : تهيدستى . كه در اين آيات فقر به اين معناست :
« ( اين صدقات ) براى آن نيازمندانى است كه در راه خدا فرو ماندهاند . . . از شدت خويشتندارى ، فرد بىاطلاع ، آنان را توانگر مىپندارد » و « صدقات در حقيقت از آنِ نيازمندان و مستمندان است » .
سوم : فقرِ نفْس . كه عبارت است از آزمندى و سيرى ناپذيرى و مقصود از حديث نبوى : نزديك است كه فقر به كفر انجامد ، همين معناست . و در مقابل آن ، حديث « توانگرى ، استغناى نفس است » قرار دارد . و مقصود از اين جمله : كسى كه قناعت نداشته باشد ، مال و ثروت او را توانگر و بىنياز نمىكند ، نيز همين توانگرى است .
چهارم : فقر و نيازمندى به خدا . كه اين حديث نبوى :
« بار خدايا ! با نيازمندى به خودت مرا بىنياز گردان و با بىنيازى از خودت مرا نيازمند مگردان » ؛ اشاره به همين معنا دارد . همچنين در آيهء « پروردگارا ! به آنچه از خيرو خوبى بر من نازل كردهاى ، نيازمندم » .
1489 - معناى فقر
5058 بحار الأنوار : در صحف ادريس آمده است :
كسى را كه از من اظهار بىنيازى كند ، توانگرى نباشد و كسى را كه به من اظهار نيازمندى كند ، فقر و نادارى نباشد .
5059 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى مردم ! . . . به نظر شما فقير كيست ؟ عرض كردند : مردىكه ثروتى ندارد .
فرمود : نه ، فقير حقيقى كسى است كه از مال خود چيزى به حساب خدا پيش نفرستد ، اگر چه پس از او مال بسيارى بماند .
5060 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فقر ( حقيقى ) ، فقر دل است .
5061 امام على عليه السلام : هيچ فقرىچون نادانى نيست .
5062 امام على عليه السلام : بزرگترين فقر ، كمخردى است .
5063 امام على عليه السلام - در پاسخ به اين پرسش كه سختترين فقر كدام است - : كفر بعد از ايمان .
5064 امام على عليه السلام : فقر نفس ، بدترين فقر است .
5065 امام على عليه السلام : توانگرى و فقر ( واقعى ) آن گاه معلوم شود ، كه اعمال به پيشگاه خدا عرضه شود .
5066 امام على عليه السلام : با وجود بهشت ، فقرى نيست و با وجود دوزخ ، توانگرى نه .
5067 امام حسن عليه السلام - در پاسخ به اين سؤال كه فقر چيست - : آزمندى نفس ، بههر چيزى .
5068 امام هادى عليه السلام : فقر ، سيرى ناپذيرى نفس است و نوميدى شديد .
ر . ك : توانگرى ، باب 1445 .
1490 - فقر ستوده و نكوهيده
5069 امام صادق عليه السلام - دربارهء سؤال از اين سخنِ نقل شده از ابوذر كه : « سه چيز است كه مردم از آنها نفرت دارند و من دوستشان دارم : من مرگ و فقر و بلا را دوست دارم » - : اين مطلب آن گونه كه مردم ( از سخن ابوذر ) مىفهمند ، نيست . بلكه مقصود او اين است كه مرگ در راه طاعت خدا را خوشتر دارم ، تا زندگى توأم با معصيت خدا و فقر در طاعت خدا را دوستتر دارم ، تا توانگرى همراه با معصيت خدا و بلا و بيمارى در راه طاعت خدا را خوشتر دارم ، از تندرستى همراه با معصيت خدا .