تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب ميزان الحكمة ( فارسى ) — صفحة 985

مساهمون:

ص٩٨٥
كاستى در خِرد و شكنندگى در دين و كمى شرم و حيا در چهره . پس ، پناه مىبريم به خدا از فقر . 5047 امام على عليه السلام - به فرزندش محمّد بن حنفيه - : فرزندم ! من از فقر و نادارى براى تو بيمناكم . پس ، از آن به خدا پناه بر ؛ زيرا كه فقر باعث كاستى در دين و سرگشتگى خرد است و مايهء كينه و دشمنى . 5048 امام على عليه السلام : فقر در زادگاه ، غربت است .

1487 - ستايش فقر

5049 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فقر مايهء افتخار من است و به آن مباهات مىورزم . 5050 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فقرا ، دوستان خدايند . 5051 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بار خدايا ! مرا مستمند زنده بدار و مستمند بميران و در شمار مستمندان ، محشورم فرما . 5052 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فقر براى مؤمن زيبنده‌تر است از داغ و نشانىِ زيبا بر گونهء اسب . 5053 امام صادق عليه السلام : مصيبت‌ها هديه‌هاى خداوندند و فقر ، گنجينه‌اى است نزد خداى .

1488 - رواياتى كه در برترى فقر بر توانگرى آمده است

5054 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فقر آرامش است‌و مالدارى ، كيفر . 5055 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فقر بهتر ازتوانگرى است ، مگر ( در مورد ) كسى كه غرامت و تاوانى را ( از سوى تنگدستى ) بپردازد يا در گرفتاريها به ديگران كمك كند . 5056 امام على عليه السلام : زيان فقر ، ستوده‌تر از سرمستىِ توانگرى است . 5057 امام صادق عليه السلام : در نجواهاى خداوند متعال با موسى عليه السلام آمده‌است : اى موسى ! هرگاه ديدى كه فقر روى آورده‌است ، بگو : خوش آمدى ، اى بالاپوش صالحان ! و هرگاه ديدى كه ثروت و توانگرى روى آورده‌است ، بگو : ( اين به خاطر ) گناهى است كه كيفرش به سوى من شتافته است . توضيح : مجلسى ، رضوان اللَّه عليه ، مىفرمايد : به نظر مىرسد ، مقتضاى جمع و سازش ميان اخبارى كه در اين زمينه داريم ، اين است كه فقر و ثروث هر يك به نوبهء خود نعمتى الهى است كه خداوند با توجّه به مصلحت كامل افراد ، به آنان يكى از اين دو نعمت را ارزانى مىدارد . و بنده وظيفه دارد كه در هنگام فقر و تهيدستى شكيبا و بلكه سپاسگزار و شاكر باشد و اگر هم خداوند مال و ثروتى به او بخشيد ، سپاسگزار باشد و به مقتضاى آن عمل كند . بنابراين ، بايد به مقتضاى هر يك از فقر و توانگرى عمل كرد . البته غالباً فقيرِ شكيبا ، ثوابش بيشتر از توانگرِ شاكر است . امّا مراتب احوال هر يك كاملًا با هم متفاوتند و نمىتوان دربارهء هر يك از دو طرف ، حكم كلى صادر كرد . پيداست كه‌بسنده كردن به مقدار كفاف سالمتر و كم‌خطرتر از طرفين آن ، يعنى فقر و توانگرى ، است . به همين دليل در بيشتر دعاها كفاف خواسته شده و پيامبر صلى الله عليه و آله آن را از خداوند براى خاندان و عترتش مسألت كرده‌است . و بعضى گفته‌اند : و اگر امر اين گونه باشد بنا بر اين بهتر آن چيزى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و جمهور اصحابش برگزيده‌اند يعنى كم خواهى در دنيا و دورى جستن از زيبائىهاى آن . راغب در مفردات مىگويد : فقر به چهار معنا به كار مىرود : اوّل : وجود نياز ضرورى . اين معنا ، همهء انسانها را تا زمانى كه در دنيا هستند و بلكه تمام موجودات را شامل