و اگر عالم به قبله نيست ، اعتماد كند بر علامات . و با مخفى بودن ، به ظنّ عمل نمايد ؛
و با فقدان ظنّ ، به هر چهار طرف بخواند « 1 » ؛ و اگر نتواند به چهار طرف نماز بخواند ، به هر طرف كه خواهد ، نماز بخواند .
و شخص كور ، تقليد از غير كند ؛ و جايز است تعويل « 2 » كند بر قبلهء شهر با عدم يقين به خطا .
و كسى كه سوار است و متمكّن از استقبال نيست ، اقلّا تكبيرة الاحرام را در حال استقبال باشد ؛
و اگر آن هم ممكن نشد ، استقبال در حقّ او ، ساقط است ؛
و همچنين است حكم پيادهروى كه متمكّن از استقبال نباشد .
و امّا علامت قبله ،
پس علامت [ اهل ] عراق و نزديكى آنها ، گذاردن فجر است بر شانهء چپ در اوّل حمل و ميزان ، و [ گذاردن ] مغرب را بر شانهء راست ، ولى قدرى منحرف [ به ] سمت مغرب شود و جدى را خلف شانهء راست [ گذاردن ] و انداختن خورشيد را در حال زوال برابر چشم چپ .
و مستحبّ است از براى اهل عراق ، منحرف شدن به طرف دست چپ به قدر كمى .
و [ امّا ] علامت [ اهل ] شام ، گذاردن بنات النعش است [ در ] حال فرورفتن آن در پشت گوش راست ؛ و گذاردن جدى است پشت شانهء راست ؛ و گذاردن سهيل ، بر چشم راست هنگام طلوع ؛ و طلوعش را ميانهء دو چشم و باد صبا را بر كتف راست .
و امّا علامت اهل مغرب ، گذاردن ثريا است بر طرف راست خود و عيّوق را بر شمال و جدى را بر طرف چپ صورت .
و علامت اهل يمن ، گذاردن جدى است ميانهء دو چشم ، و سهيل را هنگام غروب ميانهء دو شانه ، و جنوب را بر پشت شانهء راست .
و كسى كه در كعبه نماز مىخواند ، رو كند به هر ديوارى كه بخواهد از ديوارهاى كعبه .
هامش
( 1 ) . بلكه احوط آن است كه با ظنّ هم به هر چهار طرف بخواند . [ شيخ محمّد على ] .
( 2 ) . تكيه و اعتماد .