تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
نيستند . و نماى پيش از انقراض اولاد اولاد و بعد از اولاد ، از [ آن ] ورثهء واقف است با [ وجود ] اشكال در آن . [ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر خانه‌اى را وقف كرد و آن خراب شد ، عرصه [ - زمين ] از وقفيت خارج نمىشود . [ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر اجاره دادند بطن اوّل ؛ پس منقرض شدند ؛ اجاره ، باطل است . [ مسئلهء ] ( هفتم ) : اگر مسجد يا قريهء موقوفه خراب شد ، عرصه ، وقف است . [ مسئلهء ] ( هشتم ) : جايز نيست فروختن وقف ، مگر آن كه واقع شود ميان موقوف عليهم خلفى [ - اختلافى ] ؛ كه ترسيده شود به واسطهء آن از خراب وقف ؛ و باطل نمىشود وقف نخل ، به كندن آن . [ مسئلهء ] ( نهم ) : جايز است وقف بر سبل جايزهء مشروطه به شرطى ؛ و جايز نيست تعدّى از شرط ؛ پس اگر شرط كرد واقف كه دختر را وقتى سهم بدهند كه شوهر نكند و او شوهر كرد ، مستحقّ نيست ؛ اگرچه بعد مطلّقهء به اين شود . و اگر شرط كرد فروختن وقف را به هنگام حصول ضررى به آن ، مثل ماليات و مانند آن از طرف ظالم ، و اين كه غير آن را به ثمن آن بخرند ، اقوى صحّت شرط است . « 1 »
هامش
( 1 ) . براى توضيح بيشتر ، نك : غاية المراد ، ج 2 ، ص 452 - 453 .