نيستند ؛ و همچنين لشكر ، شريك سريه كه خارج از آن است - هرچند از همان شهر باشند - نيست .
و اعراب حقّى در غنيمت ندارند ، هرچند با مهاجرين هم جنگ با اهل حرب كرده باشند ؛ بلكه عطاى جزئى ، به اندازهاى كه امام بخواهد به آنان مىدهد .
و اگر مشركين اموال مسلمين را بردند به غنيمت ، مالك نمىشوند .
و اگر از مسلمين غنيمت بردند ، بعد مسلمانان از آنان پس گرفتند ؛ اگر مسلمين را هم اسير كردهاند ، كه راهى بر آنان نيست چه آن كه [ مسلمانان ] آزادند ؛ و در اموال [ نيز ] ، اگر پيش از قسمت معلوم شد ، مال صاحبان اموال است ؛ و اگر بعد از قسمت معلوم شد ، مال صاحبان اوّل است ؛ ولى آن كه غنيمت را برده ، رجوع مىكند و قيمتش را از بيت المال مىگيرد .
مقام سوم : در حكم اسرا است .
اگر اسير ، زن باشد ، به مجرّد سبى [ - اسارت ] ، مملوك مىشود و همچنين غير بالغ . و اگر معلوم نيست كه بالغ است يا غير بالغ ، به انبات « 1 » رجوع كنند .
و بالغ از ذكور ، اگر پيش از اين كه جنگ [ فرو ] بنشيند ، گرفته شد ،
] 35 / B [
كشتن او لازم است ؛ يا گردنش را بزنند ، يا دست و پاى او را از راست و چپ ببرند ، و بگذارند تا خون او بيايد و بميرد ؛ و اگر بعد از جنگ گرفته شد ، كشتنش جايز نيست . و امام مخيّر است ميانهء منّت گذاردن به رها كردن و گرفتن فدا [ - فديه ] از او ، و بنده گرفتن او ، هرچند كه بعد از اسيرى ، مسلم شوند .
و واجب است طعام دادن اسير و سيراب كردن او ، هرچند بخواهند او را بكشند .
و اگر اسير عاجز شد از راه رفتن ، قتل او واجب نمىشود ؛ و اگر مسلمى او را كشت ، خونش هدر است .
و شهدا را بايد به خاك سپرد ؛ به خلاف مقتولين از اهل حرب .
هامش
( 1 ) . روييدن موى خشن بر عانه .