دستهاى خود را بلند كرده باشد .
و مستحبّ است پشت شكستن زانوها ؛
و خم شدن به حدّى كه پشت او راست [ - كمر او كشيده ] شود ؛
و گردن خود را بكشد ؛
و دعا خواندن ؛
و تسبيح گفتن سه دفعه ، يا پنج دفعه ، يا هفت دفعه ؛
و آن كه هنگام سر بلند كردن ، « سمع اللّه لمن حمده » بگويد .
و مكروه است ركوع كردن در حالى كه دستهاى خود ، زير جامهاش باشد .
ششم : سجود است ؛
و واجب است در هر ركعت ، دو سجده [ كردن ] ؛
و آن هر دو ، يك ركن است ؛ كه باطل مىشود نماز به [ سبب ] ترك كردن هر دو [ چه ] عمدا و [ چه ] سهوا ؛
و باطل نمىشود به [ سبب ] ترك كردن يكى از آنها سهوا .
و واجب است در هر سجده ، گذاردن پيشانى بر آنچه [ كه ] صحيح است بر آن سجده [ كردن ] ؛
و بالا نبردن جاى پيشانى از حجم يك خشت .
و واجب است در آن ، مطلق ذكر [ گفتن ] بنا بر قولى ، « 1 »
و سجده كردن بر هفت عضو پيشانى و دو دست و دو زانو و دو انگشتان پا .
و واجب است طمأنينه به اندازهء ذكر ؛
] 31 / A [
و سر بلند كردن از سجده ؛
و نشستن ميان دو سجده ، با طمأنينه .
و كسى كه عاجز باشد از سجده ، ايماء كند ؛
و اگر محتاج شد به آنكه جاى سجدهء خود را بلند نمايد و بر آن سجده نمايد ، مانعى ندارد . « 2 »
و كسى كه در پيشانى او دملى [ وجود ] داشته باشد ، به جهت دمل خود ، گودالى بكند كه جاى دمل به زمين نرسد تا آنكه سجده نمايد .
هامش
( 1 ) . نك : پاورقى ، ص 69 ، رقم 1 .
( 2 ) . « بلكه متعيّن است » . [ شيخ محمّد على ] .